X
تبلیغات
وبلاگ شخصی مجتبی بابایی
تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 23:15 | نویسنده : مجتبی بابایی

                                  

ادبیات و گفتمان جدیدی که در محافل سیاسی این روزهای آذربایجان غربی گسترش می یابد بی شک در پی اظهارات و تدابیر بزرگانی است که سخن گفتن و سعه صدرشان باید الگوی جوانان این خطه گردد گفتمانی که در آن احترام به رقیب و طرف مقابل به اندازه احترام به بهترین دوستان مورد توجه قرار می گیرد و همگان را به چشم برادر می بیند و با چشم نیک اندیشی به همه می نگرد.


در این بین نیز محمد امین رضازاده  در بیانیه خود ضمن تشکر از دوستان و تبریک به رقیب و آرزوی توفیق برای مخالفان خود تبدیل به الگویی گشته است که حتی سایت های اصولگرا نیز به آن اعتراف و آن را ستایش می کنند در زیر مطلبی را از سایت آینه نیوز را درج کردم که مطلب جالب و قابل تاملی است.

به امید روزی که تمامی سیاستمدرارن قبل از سیاستمدار شدن؛ اخلاق مدار شوند.

اگر اتفاق خاصی پیش نیاید قربانعلی سعادت قره باغ روز سه شنبه، پنجم آذر به اورمیه خواهد آمد تا پس از 16 سال کلید اتاقش را که 5 بار دست به دست شده بود تحویل بگیرد.
تعیین استاندار دولت یازدهم آذربایجان غربی آنچنان گرفتار پیچیدگی و کلاف سردرگم شده بود که به نظر نمی رسید به این راحتی ها بشود فردی را تعیین کرد که هم مورد اجماع کلیه گروهها باشد و هم احترام شان را برانگیزد.
بدون استثناء کلیه نامزدهای این پست در نخستین ساعات قطعی شدن خبر به او تبریک گفتند و جالب آنکه در یکی از نادرترین اتفاقات سیاسی چندسال اخیر آذربایجان غربی استاندار دولت دهم پیش از دیگران برای این کار آستین بالا زد.
در کنار هماهنگی و انسجامی که در برنامه های استقبال متین مختصر و آبرومندانه از استاندار جدید به چشم می خورد، هیچ توقع و سهم خواهی ای تاکنون در بین هواداران مشاهده نشده است و به جز اندک مدیران دولت دهم که طی هفته های اخیر پروپاگاندای وسیعی برای تاثیرگذاری احتمالی بر روند انتصابات استاندار آینده به راه انداخته اند، صاحبان اصلی توفیقات دولت یازدهم در استان هنوز به لابی گذاری ها و رایزنی های رایج چنین وقت هایی آلوده نشده اند و بیشتر به فکر اینند که مطابق رویه دولت تدبیر و امید، روند جابجایی با آرامش و رضایتمندی حداکثری رتق و فتق شود.
ادبیات حاکم بر جریان دولت جدید و هوادارانش خونی تازه در گفتمان سیاسی استان ایجاد کرده است.
این ادبیات بیشتر متکی است بر عذرخواهی متواضعانه، تقدیر، پیشنهاد سازنده، درخواست همکاری، آرزوی موفقیت،نگاه خوشبینانه، تقویت انسجام به جای مرزبندی های بی جهت، دشمن تراشی، افشاگری، تمسخر، هتاکی و اهانت.
در یک نمونه حزب اعتدال و توسعه با ابراز شگفتی از صف طویل کاندیداهای اصولگرا و نزدیک به دولت دهم برای تصدیگری استانداری آذربایجان غربی از این پدیده استقبال کرده و گفته که این امر نشان دهنده این است که فضا خدمت در حد عالی مهیاست.
سلیمی نیا، رضازاده، حضرت پور، جهانگیرزاده، عسگری و کاپیتان به عنوان رقبای سعادت در کسب عنوان استانداری آذربایجان غربی هریک در پیامهای جداگانه ای انتصاب وی به این سمت را به فال نیک گرفته و تبریک گفته اند.
گل اظهارنظرهای این روزهای شخصیتهای سیاسی تبریک ناب محمدامین رضازاده بود. فردی که تا آخرین لحظه ها شانه به شانه سعادت برای تصدی عنوان استانداری دولت تدبیر و امید بالا آمد.
رضازاده با این جمله که :« متواضعانه خواهشمندم ادای احترام و سپاس برادر کوچکشان را بپذیرند» به خبرگزاری ایسنا گفته: از همه دلسوزان نظام و کشور به ویژه دوستان اصلاح طلب استدعا دارم که به همان حدت و شدت و علاقه و انگیزه ای که در همراهی اینجانب داشتند با اتحاد و همدلی به یاری استاندار منتخب همت گمارند تا استان آذربایجان غربی و مردم با فرهنگ آن به جایگاه و توسعه ای که شایسته آن هستند، نائل شوند.
کسانیکه در فضای چندسال گذشته فعالیت سیاسی کرده اند خوب درک می کنند که ادبیاتی که این روزها رواج یافته بی نظیر و موجب شگفتی است.
ادبیات تازه سیاسیون نئوتکنوکرات اصلاح طلب – اعتدال گرا فصلی تازه در حیات سیاسی آذربایجان غربی را در حال رقم زدن است.
شاید این رویه به زدودن یکباره روحیات ستیزه جویانه، نفاق افکنانه و گروکشی شخصیت ها و گروهها در استان کمک کند، البته اگر قدر دانسته و با تمام توان تقویت شود.
لینک خبر:



تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 22:33 | نویسنده : مجتبی بابایی

بسمه تعالی

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

قطره دریاست، اگر با دریاست              ورنه قطره، قطره و دریا دریاست

زندگی نوع بشر زمانی زیبا می شود که انسانها از حصار تنگ نظری و تک نظری عبور می کنند و با تأسی از عقل جمعی و برای مصالح جمعی؛ حرف، هدف و عملشان بازگشت به گوهر ناب انسانی و انسانیت و اخلاق است. آدمی زمانی اشرف مخلوقات است که با یکدلی و صداقت و احترام و التزام به حقوق همدیگر، به رغم تفاوت های قومی، مذهبی و منطقه ای؛ از من شدن به ما شدن می رسد و سعادت خود را در خوشبختی همنوعان می جوید.

این قلم هرگز نمی تواند اوج اخلاص و سپاس قلبی و ذهنی ام را برای بهترین دوستان و عزیزانم بیان کند، آنهایی که قله های عهد و پیمان را فتح کردند و بی منت سینه هایشان را برای خدمت به مردم بزرگوار و سربلند آذربایجان غربی پر از عشق و علاقه نمودند و در مورد سرنوشت کشور و استان احساس مسئولیت کرده و بنده حقیر را مورد الطاف بی پایان خویش قرار دادند و  از اینکه دستم در دستان خستگی ناپذیر آنان است، بر خود می بالم.

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی        دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

مردم ژرف نگر و فهیم آذربایجان غربی در ایام حساس با دید باز و تفکر و  تعقل، هرگز به منافع ملی و استانی بی تفاوت نبوده اند، در انتخابات خرداد ماه 1392 نیز که با تدابیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب و سایر بزرگان نظام فضایی مناسب ایجاد شده، با نمایش اتحاد و پیوند اقوام و مذاهب مختلف با درک صحیح شرایط، حماسه ای آفریدند که شایسته الگوبرداری است.

برای انتخاب استانداری آذربایجان غربی بسیاری از همین مردم شیعه و سنی و کرد و ترک و از شمال و جنوب و مرکز استان، اینجانب را شایسته مقام استانداری دانسته و به ریاست جمهور و وزارت کشور معرفی کردند و مرا مرهون محبت ها و بزرگواری های خود ساختند، دوستانی که برخی از آنها شایسته تر از بنده به آن مقام بودند، در قالبهایی چون شورای هماهنگی اصلاح طلبان، ستادهای انتخاباتی دکتر روحانی، مجمع نمایندگان محترم مجلس و از نمایندگان محترم ادوار مجلس و از ائمه محترم جمعه، معتمدین استان و شخصیت های ذی نفوذ ملی و استانی، دانشجویان و دانشگاهیان، فعالین اقتصادی و اصحاب قلم و صاحبان فکر و اندیشه و ... نقش آفرینی کردند.

به همین منظور دوست داشتم به رسم ادب و قدردانی بر در تک تک آن بزرگواران بکوبم و دستشان را بفشارم و دیدگانم به دیدارشان شاد شود و تجدید ارادت نمایم اما شرایط زمانی و مکانی این امکان را از من گرفته است، متواضعانه خواهشمندم ادای احترام و سپاس برادر کوچکشان را بپذیرند.

در پایان ضمن عرض احترام به انتخاب دولتمردان دولت تدبیر و امید و عرض تبریک و آرزوی توفیق به برادر ارجمندم جناب آقای سعادت، از همه دلسوزان نظام و کشور به ویژه دوستان اصلاح طلب استدعا دارم که به همان حدت و شدت و علاقه و انگیزه ای که در همراهی اینجانب داشتند با اتحاد و همدلی به یاری استاندار منتخب همت گمارند تا استان آذربایجان غربی و مردم با فرهنگ آن به جایگاه و توسعه ای که شایسته آن هستند، نائل شوند.

هر که ما را یار شد ایزد مر او را یار باد          هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد

هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی      هر گلی از باغ وصلش بشکفد بی خار باد

با تجدید احترام و ادب

محمد امین رضازاده



تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1392 | 15:11 | نویسنده : مجتبی بابایی

عضو شورای تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی دانشگاه ارومیه گفت: استاندار جدید آذربایجان غربی از گزینه های مطرح استانداری در آذربایجان غربی، نهایت استفاده را به عمل برساند.

 

مجتبی بابایی در گفت و گو با سرویس سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه آذربایجان غربی، افزود: استاندار جدید  آذربایجان غربی بار دیگر به زادگاه خودش بازگشته است اما این بار با تجربه ای بیش از پیش؛ امیدورایم آقای سعادت از از گزینه های مطرح استانداری در آذربایجان غربی، نهایت استفاده را به عمل برساند.

 

وی افزود: بی شک خود مهندس سعادت نیز می داند که تجربه وی در کنار انرژی مدیران جوان بهتر به کار می آید و تلفیق تجربه و نیروی جوانان  باعث پیشرفت می شود و تفریق این دو باعث پسرفت؛ این موضوع بر هیچکس پوشیده نیست که بدون داشتن معاونین توانمند و جوان، نمی توان بر نقشه توسعه و پیشرفت استان جامه عمل پوشاند.

 

وی تصریح کرد: اکنون با مشکلات جدید تر و جدی تری نسبت به گذشته مواجه است که حل آنها توان مدیریتی بالایی را می طلبد و خواسته های متفاوتی در جامعه و اقشار مختلف بوجود آمده و در این بین خواسته جامعه دانشجویی نیز دارای اهمیت ویژه ای است که توجه خاصی را می طلبد.

 

این فعال دانشجویی با بیان اینکه، استفاده از افراد و مدیران در سطح استان بدون توجه به گرایش های سیاسی می تواند به استفاده از تجربیات مختلف افراد بیانجامد، بی شک استفاده از توان رقبای دیروز پست استانداری با توجه به پتانسیل ها و تواناییهایشان اولین قدمی می تواند باشد که مهندس سعادت در این راه بر می دارد.

 

وی همچنین با تاکید بر توجه بیش از پیش به مسائل دانشگاهیان و دانشجویان، اظهار کرد: افزایش ارتباط موثر با این نهاد علمی اجتماعی و فرهنگی مهم ترین خواسته ای است که دانشجویان و فعالین دانشگاهی دارند متاسفانه استاندار اسبق آذربایجان غربی در طول مدیریت بیش از 4 ساله خود بر این استان تنها دوبار وارد این محیط علمی شدند.

وی، وجود ارتباطی ناگسستنی میان دانشجویان و مسوولان را زمینه ساز توسعه استان دانست و اظهار کرد: این دو نهاد همیشه باید با  یکدیگر در ارتباط باشند، و همانطور که مقام معظم رهبری فرموده اند "حیات ما در دانشگاه است و اگر دانشگاه اصلاح شود همه جامعه اصلاح می شود" پس باید ابتدا به فکر توجه به دانشجویان و دانشگاهیان بود و اگر در این راستا از استاندار بخواهیم تا در این راه نهادی یا واحدی را به امر ارتباط دانشجو و استاندار اختصاص دهد خطا نگفته ایم.

"بابایی"، حل علمی بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه،  حل معضل بیکاری بویژه بیکاری جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی و   رسیدگی به وضعیت معیشتی مرز نشینان را از الویت هایی عنوان کرد که استاندار جدید باید توجه ویژه ای به امور داشته باشد.

http://orumiyeh.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=11886

http://tnews.ir/khabar/80A119448430.html



تاريخ : پنجشنبه بیستم تیر 1392 | 0:26 | نویسنده : مجتبی بابایی

الهی :

سالهاست که میخواهم به تو بنویسم اما مردم بخوانند.

سالهاست که  میخواهم با تو نجوا کنم اما دوستانم آنرا بشنوند.

دیریست که می خواهم برای تو بنویسم اما یاران بخوانند و بدانند که چه ها در این ایام بر من گذشت.

الهی من سه سال پیش به خاطر عمل به واجبات اجتماعی به فعالیت دانشجویی  روی آوردم و اکنون بعد گذشت تلخ کامی ها و شیرینی ها و خاطرات خوب و بد از آن جدا میشوم.

خدایا تو خود شاهدی که در این مدت هیچگاه اختیارم را از آن خود قرار ندادم زیرا اعتقاد داشتم که متعلق به خود نیستم و انسانی که بخواهد در آسمان مه آلود جامعه ؛ آفتاب را مهمان خانه ها کند نباید هم از آن خود باشد.

خدایا خود می دانی که من هیچگاه به میل خود نیامدم ولی حال به میل خود راهی شده ام؛ راهی شد ه ام زیرا می بینم که جوانان بیشتر از من علاقه دارند که باشند ؛ که باشند و بدرخشند و شکوفا شوند و البته حق دارند که بدرخشند و چه چیز شیرین تر از اینکه انسان ببیند دستهایی تواناتر از دستهای خود را در اداره امور یافته است.

خدایا تو دیدی که در این سالها نه به چپ گرایشی نشان دادم و نه به راست خدایا تو خود بهتر میدانی که من راه مستقیم را بر هر راهی ترجیح دادم و هیچگاه اجازه ندادم که تعصب جای تعهد را بگیرد. و همین تعادل بود که مرا در برابر آماج حملات راست و چپ قرار داد و دوستان ندانسته و دشمنان دانسته مرا مورد حمله های ناحق قرار دادند اما من به امید رضایت تو سکوت کردم و هیچ نگفتم و دردها را همچون شیرین ترین اتفاقات پنداشتم.

آری بسیار تلاش کردند که آبرو از من بستانند و مرا بی آن رها کنند اما تو را شکر می گویم که تو نگذاشتی این چنین شود و در آخر نه تنها متاعم زیاد گشت بلکه گوی و میدان را به افرادی دادم که آبرویشان و تواناییشان بسی بیشتر از من می باشد.

دوستان من نهایت تلاشم را کردم تا همه شما به بهترین نحو ممکن بتوانید عقاید خود را بیان کنید و آزادی اندیشه و گفتار را با آزادی عمل همراه کردم البته در این راه شاید آنگونه که بایسته و شایسته است موفق نشده باشم اما بی شک شما خود بهتر از من می دانید که در این راه تنها بودم و جز عده ای آشنای دیرین کسی مرا یاری نکرد و من نیز فقط بخشی کوچک از بدنه دانشجویی و دانشگاهی بودم و توانی بیشتر از این نداشتم.

خدایا می دانم که روزهای سختی در پیش است و من جوانم و این پاها را یارای رفتن نیست مگر اینکه حول تو کمک نماید؛ جوانم و جوان قدم را خود بر میدارد اما نمی داند که به کدامین سو آنرا می گذارد.

الهی من هر چه تلاش کردم تا از خود بگذرم نتوانستم لااقل تو از من بگذر.

یاران من از میان شما رفتم اما با خیالی آسودی از میانتان رخت بربستم تنها خواهشی که دارم این است که شما نیز کاری بکنید که همچون من با خیالی آسوده میدان را به از خود بهتران واگذارید.

دوستان بدانید که اگر میز و جایگاه ماندنی بود هیچگاه به شما نمی رسید پس تا زمانی که می توانید در حفظ و پاسداری آرمانها بکوشید نه جایگاه ها.

بدانید که هیچ راهی نمی ماند مگر آنکه اعتدال در آن باشد و هر افراطی را تفریطی هست و اعتدال را هیچ تغییر و تزلزلی نیست.

در آخر امید دارم که جامعه دانشجویی پیش از پیش در جامعه بدرخشد.

امید دارم که هر دانشجو خود فانوسی باشد در اعماق سیاهی های عصر.

امید دارم که خواست ها و  امیال حزبی از میان شما رخت بربندد.

امیدوارم حزب را فدای وطن بکنید نه اینکه وطن را فدای حزب.


شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند.



تاريخ : یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 | 18:23 | نویسنده : مجتبی بابایی

هیچگاه از اعمال و حرکات و رفتار مردم کینه به دل مگیر و از آنان غمگین مباش زیرا آنان اغلب اوقات شرایط تو را نمی دانند که چه چیز صلاح است و چه چیز غلط؛ اما هیچگاه فراموش نکن مردمی را که این کارها را انجام دادند. همیشه این را بدان که آزموده را آزمودن خطاست. و در مقابل توهین های دوستان تنها دو راه وجود دارد یا اینکه سکوت کنی و یا اینکه از او تعریف کنی و خوبی هایش را یادآوری کنی بی شک گزینه دوم بهتر و زیباتر است، آری هیچگاه نباید به ذهن نیز خطور کند که در مقابل بدیها و توهین های یک دوست شما نیز راه او را انتخاب کنید.  بگذارید او هر راهی را که مصلحت می داند انتخاب کند بگذارید او با کارهایش به آرامش برسد مگر نه این است که در دوستی انسان باید تمام شرایط را فراهم کند تا رفیقش به آرامش برسد پس شاید این نیز موقعیتی است که دوستی تان را ثابت کنید. حداقلش این است که سالها بعد وقتی به گذشته می نگرید جواب وجدان و خدایتان را با صلابت خواهید داد، و با آرمش خاطر به خود خواهید گفت: (من توانستم خویشتن داری کنم) ؛ (من حرمتها را نشکستم) ؛ (من ...و الی آخر) آری آرامشی که بعد از مهربانی در مقابل خشم حاصل می شود با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. اجازه بدهید آنها در کینه و خشم خود غوطه ور بمانند. و عشق یعنی اینکه مراقب همدیگر باشیم حتی اگر از هم دلخوریم.

                           من نه آنم که سر از خط وفا بردارم

                           گرچه سازند جدا چون قلمم بند ز بند

در زندگی افراد با همه بدیها و خوبی هایشان می آیند و بالاخره می روند یا با خاطراتی شیرین یا با گذشته ای تلخ؛ اما دوستانی که در بدترین شرایط و سخت ترین حالت ممکن به دنبال خنده ها و شادیهای خود رفتند و هیچ کمکی به شما نکردند بدان در آینده نیز هیچگاه تو را یاری نخواهند داد. و این افراد در شرایط سخت حتی خودشان را فراموش خواهند کرد چه برسد به این که شما را .

بدان این ترک کردن ها و رها نمودن ها تنها فرصتی است که خدا آنرا فراهم می کند تا با او خلوت کنی با او باشی؛ بی شک اینکه تنهایی ات را با خدایت قسمت کنی افتخار بزرگی است.

 

از مردم باید آموخت و راه را روشن کرد تک تک انسانها چراغها و نشانه هایی هستند که راه را به تو نشان می دهند پس هیچگاه نباید از آنان غافل شد بیاندیش که چگونه تو را رها کردند ویا چگونه به تو یاری رساندند و سرانجام تو خدا گونه عمل کن و با آنان همچون خودشان برخورد کن اما این رفتارها و برخوردهایت باعث نشوند که شما نیز مانند آنها شوید و به رفتار آنها عادت بکنید بلکه برای اینکه موفق باشید باید همواره خود را متمایز سازید. و این باعث خواهد شد که شما به عنوان تنها فانوس دریایی در دریای جامعه خویش نقش ایفا کنید.




تاريخ : چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 | 16:17 | نویسنده : مجتبی بابایی

نماینده انجمن اسلامی دانشجویان در شمالغرب کشور، گفت: نقش دانشجویان در پیروزی انقلاب اسلامی بازگو شود.

مجتبی بابایی در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان غربی، افزود: دانشجویان و دانشگاهیان نقش آگاهی بخشی و مسیر دهی به اقشار مختلف جامعه را در پیروزی انقلاب اسلامی بر عهده داشتند، ولی متاسفانه این نقش تاثیر گذار دانشگاهیان در پیروزی انقلاب، آن طور که باید بازگو نشده است.

وی در مورد تفاوت‌ها و شباهت‌ها بین جوانان دوران اوایل انقلاب و جوانان امروزی، اذعان کرد: هر دو ولایت مدار و پایبند نظام اسلامی هستند، نباید به جوانان امروزی از پنجره بی‌اعتمادی نگاه کرد، چرا که نگرش بی اعتمادی مسوولین به جوانان از یک سو و تهاجمات فرهنگی غربی‌ها از سوی دیگر، می‌تواند تاثیرات مخربی بر روی این قشر حساس از جامعه بگذارد.

وی با بیان اینکه، انقلاب اسلامی ایران مردمی‌ترین انقلاب تاریخ بشریت است، گفت: انقلاب اسلامی مختص قشر خاصی از جامعه نیست، تمامی مردم باید به یک اندازه از برکات آن بهره ببرند.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه با تاکید بر اینکه، نباید اجازه داد افرادی آرمان‌های انقلاب اسلامی را به نفع منافع خود مصادره کنند، اظهار کرد: اگر این عمل صورت گیرد، دلزدگی و ایجاد فاصله بین اقشار مختلف جامعه را به دنبال خواهد داشت.

بابایی انقلاب اسلامی را نماد جمهوریت، آزادگی و اسلامی بودن دانست.


http://www.momtaznews.com

http://khabarfarsi.com/n/4396223

http://www.dahi.ir/?q=node/5146

http://isna.ir/fa/news/91111106336



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 | 18:20 | نویسنده : مجتبی بابایی

علی آذرنژاد امروز در گفت‌وگو با فارس در تبریز اظهار کرد: اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس آذربایجان‌شرقی در میان تمام دستگاه‌های اجرایی کشور بیشترین امتیاز را در ارزیابی نهاد ریاست جمهوری کسب کرده است.

وی افزود: اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس آذربایجان‌شرقی با کسب امتیاز 92.8 نه تنها در میان ادارات کل نوسازی کشور بلکه در میان تمام دستگاه‌های اجرایی کشور بیشترین امتیاز را احراز کرد.

مدیرکل نوسازی مدارس آذربایجان‌شرقی، شاخص‌هایی را که در این ارزیابی مورد توجه قرار گرفته شش گزینه عنوان کرد و گفت: از آن جمله می‌توان به کیفیت اجرای پروژه، زمان اجرا، جذب به موقع اعتبارات، تحقق اهداف و ... اشاره کرد.

آذرنژدا خاطرنشان کرد: اداره تحت مدیریتش پنج سال متوالی است که موفق به کسب این عنوان می‌شود.

براساس اعلام معاونت عمرانی استانداری آذربایجان‌شرقی، در پی ارزیابی معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری از پروژه‌های عمرانی استان‌ها در سال 89 اداره کل نوسازی مدارس، راه و ترابری، بنیاد مسکن، آب منطقه‌ای و آب و فاضلاب شهری آذربایجان‌شرقی به ترتیب با کسب 92.8 ، 92.2 ، 90.7 ، 88.7 و 87.9 امتیاز در میان ادارات استانی کشور رتبه اول را کسب کرده است.



تاريخ : یکشنبه دوازدهم آذر 1391 | 11:56 | نویسنده : مجتبی بابایی

نماینده انجمن اسلامی دانشجویان در شمال غرب کشور گفت: انتخابات آتی ریاست جمهوری حکم تیر آخر برای اصلاح طلبان دارد.

مجتبی بابایی در گفتگو با سرویس سیاسی  خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه آذربایجان غربی، با بیان اینکه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری برای اصلاح طلبان دوره ای حیاتی خواهد بود، افزود: اگر اصلاح طلبان در این دوره از انتخابات نتوانند به طور فعال در عرصه سیاسی کشور حضور داشته باشند دیگر نخواهند توانست حرفی برای گفتن در عرصه سیاسی داشته باشند و باید خود را به تاریخ بسپارند.

وی با اشاره به چهره هایی که احتمالا کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات آتی خواهند شد، اظهار کرد: در این راستا با توجه به شرایط کنونی، اصلاح طلبان چهره هایی مطرح در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری نخواهند داشت، چرا که افرادی بسیار مقبول تر از اشخاصی که توسط اصلاح طلبان تا کنون سخنی از آنان به میان آمده،  به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری حضور خواهند داشت.

وی با بیان اینکه، اگر اصلاح طلبان خواستار ادامه حیات خود هستند باید از برخی کاندید های اصول گرایان معتدل حمایت کنند، تصریح کرد: اصول گرایان معتدلی که  در جامعه مطرح تر هستند و توان استفاده از قدرت اصول گرایی و اصلاح طلبی را نیز دارند گزینه مناسبی برای اصلاح طلبان خواهند بود.

نماینده انجمن اسلامی دانشجویان در شمال غرب کشور با بیان اینکه، جبهه اصلاحات نباید به فکر برد در انتخابات ریاست جمهوری باشد، اذعان کرد: در بهترین شرایط واگذاری آبرومندانه انتخابات برای اصلاح طلبان نیز دستاورد بزرگی محسوب می شود.

وی رقابت انتخاباتی دوره یازدهم ریاست جمهوری را بین اصول گرایان عنوان کرد و گفت: رقابت انتخاباتی آتی کشور بین اصولگرایان رادیکال و اصولگرایان معتدل شکل خواهد گرفت.

بابایی در پاسخ به اینکه، آیا همانند انتخابات دوره ریاست جمهوری 84، شاهد تکثر کاندید ها و اجرای سیاست کشاندن انتخابات به دور دوم، توسط برخی گروه های سیاسی خواهیم بود؟، اظهار کرد: عملا در این دوره انتخابات شاهد تکثر کاندید ها خواهیم بود، چرا که از جهتی  اصول گرایان خطری برای خود احساس نکرده و به صورت آزادانه و با کاندید های مختلف وارد عرصه انتخابات خواهند شد و از طرف دیگر نیز به علت وجود افراد صاحب نظر و مطرح در بین اصول گرایان نیز رسیدن این گروه سیاسی به یک کاندید واحد بعید به نظر می رسد.

وی تصریح کرد: هر طیف از اصول گرایان افرادی مطرح و با سابقه در بین خود دارند که از برند تبلیغاتی خاصی برخوردار بوده و حرفی برای گفتن در انتخابات خواهند داشت.

نماینده انجمن اسلامی دانشجویان در شمال غرب کشور، با اشاره به اینکه، شرایط به وجود آمده در انتخابات ریاست جمهوری 88 مردم را نسبت به اصلاح طلبان بی اعتماد و شرایط اقتصادی حال حاضر نیز نوعی نارضایتی نسبت به اصول گرایان ایجاد کرده است، گفت: در این دوره انتخابات باید گفتمان مناسبی توسط کاندید ها مطرح شود چرا که کاندید ها با ارائه برنامه های خود به صورت شفاف و مطابق با قانون می توانند توجه بخش مهمی از جامعه را به خود جلب کنند.

وی تصریح کرد: تجربه سیاسی کشور نشان داده که در آستانه انتخابات، ظهور پدیده ای نوین می تواند نتیجه تمامی معادله و پیشبینی های انتخاباتی را تغییر داده و گفتمان جدیدی در کشور مطرح شود.




تاريخ : چهارشنبه هفدهم آبان 1391 | 14:44 | نویسنده : مجتبی بابایی

نماینده انجمن اسلامی دانشجویان در شمال غرب کشور گفت: انتقال اختلاف بین مسوولین به فضای عمومی کشور خیانت به آرمان های نظام و شهیدان است.

مجتبی بابایی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان اینکه، دشمنان امت اسلامی از هرگونه اختلاف و ضعف در نظام اسلامی حداکثر استفاده را خواهند برد، افزود: فرمایشات مقام معظم رهبری در رابطه برطرف کردن اختلاف بین مسوولان اتمام حجتی برای افرادی است که به هر دلیلی خواهان مطرح ساختن خود در جامعه هستند ولی غافل از اینکه ملت را در سردرگمی و گمراهی فرو برده و زمینه را برای تفرقه اندازی و حضور ضد انقلابیون هموار می سازند.

 وی با تاکید بر اینکه، مکانیزم حل اختلاف بین مسوولان، قانون اساسی و اندیشه های مقام معظم رهبری است، اظهار کرد: اختلاف بین مسوولان نشات گرفته از عدم درک صحیح آنان از ولایت مداری است.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه، خدمت به امت اسلامی را وظیفه اصلی مسوولان دانست و تصریح کرد: برخی ها به جای توجه به مسائل حاشیه ای و ایجاد زمینه برای فرصت طلبی استکبارگران، خدمت به ملت را سرمشق عملکرد خود قرار دهند.

وی همچنین رسانه ای کردن اختلاف بین مسوولین را بر خلاف موازین شرعی و قانونی عنوان و اذعان کرد: با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری هرگونه عملکردی که بی اعتمادی نسبت به نظام اسلامی ایجاد کرده و باعث تفرقه افکنی شود خلاف شرعی و گناهی نابخشودنی است.

مجتبی بابایی با اشاره اینکه بیانات مقام معظم رهبری اتمام حجتی برای مسوولان کشور است، گفت: جنبش های دانشجویی در این زمینه تمامی تلاش خود را برای حفظ تمامیت ارزش های انقلاب اسلامی و ولایت مطلقه فقیه به کار خواهد برد.


سیاسی  10:55:10 1391/08/16

918-2292-5 كد خبر



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 | 21:22 | نویسنده : مجتبی بابایی

 

نزاع در سوریه نزاع بین و ایران و تمام غرب است.


برای اینکه بتوانیم نزاع در سوریه را بهتر بررسی کنیم ابتدا باید وقوع بهار عربی یا بهار اسلامی را بررسی کنیم و سپس نسبت به حکومت کنونی آن و مواضعش دیدی به دست آوریم تا بتوانیم به دور حمله های رسانه به نتیجه مناسبی در مورد وظیفه امان در قبال سوریه برسیم .

در تعریف بهار اسلامی میتوان گفت که به مجموعه اعتراضات و خیزش و جنبشها و در نهایت انقلاب هایی که در سالهای اخیر بر علیه حکام در منطقه شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا صورت گرفته بهار اسلامی گفته می شود . این قیام ها که خاستگاه آن تونس می باشد با خودسوزی یک دستفروش به نام محمد بوعزیزی در اعتراض به توقیف کالاهایش در جلوی ساختمان شهردای صورت گرفت .

 و موجبات انقلاب در این کشور را بوجود آورد و به حکومت 23 ساله زین العابدین بن علی پایان داد این انقلاب ها باعث از بین رفتن حکومت های افرادی همچون معمر قذافی در لیبی ، حسنی مبارک در مصر و علی عبدالله صالح در یمن شد . و باعث تغییراتی در اردن و عمان و عربستان و سودان و الجزایر و موریتانی و ... بصورت کم و زیاد گشته است .

در ادامه این اعتراضات برخی اعتراضات در سوریه بوجود آمد که ابتدا این اعتراضات نیز همچون سایر اعترضات به بهار عربی منصوب می شد ولی بعد از مدتی بنابر برخی دلایل معلوم گشت که ماهیت این جریان جدای از بهار اسلامی است که در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره کرد :

§     اولا مهمترین ویژگی  بهار اسلامی اعتراض به دست نشاندگان غرب می باشد که مورد اقبال دول غربی بویژه آمریکا نیست و مردم در این اعتراضات بخش قابل توجهی از اعتراضات خود متوجه غرب و دخالتهای آنان می کنند حال آنکه در سوریه نه تنها معترضان برعلیه غرب شعار نمی دهند بلکه از حمایت غرب نیز برخوردار هستند .

§     در سایر انقلابها حداقل باید نصف مردم و بیشتر علیه جریان حاکم باشد در صورتیکه در سوریه چنین وضعی حاکم نیست و تعداد معدودی با در اختیار داشتن سلاح های گرم و به زور قدرت نظامی توانسته اند در برخی اماکن شورشهایی را به بار بیاورند.

§     در انقلاب افرادی که قیام می کنند از بطن خود آن جامعه می باشد و به صورت خود جوش برعلیه نظام حاکم قیام می کنند حال آنکه در سوریه نه تنها از بطن جامعه سوریه نیستند بلکه گاهی اوقات حتی متعلق به جامعه عرب نیز نیستند و افرادی هستند که ملیتهای مختلفی همچون ترکی و ... را دارند .

اما با همه این تعابیر باید اذعان کرد که حکومت فعلی سوریه  دارای نقص های اساسی می باشد و هر چه زودتر آقای بشار اسد باید اصلاحات اساسی را در ساختار سیاسی بوجود بیاورد تا بتواند اهداف خود را در منطقه با پشتوانه مردمی پیاده کند در غیر این صورت سوریه اگر بتواند حکومت را حفظ کند باز در آینده دچار مشکلاتی از این قبیل خواهد شد و در نتیجه این مسائل نخواهد توانست با بدست آوردن پیشرفت و توسعه دچار آسیب جدی شده و نقش خود در منطقه خاورمیانه را به یکی از مهره های اصلی از دست خواهد داد . و کشورهایی از قبیل ترکیه و عربستان که خواهان بدست آوردن قدرت در منطقه هستند به راحتی از سوریه عبور خواهند کرد .



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 | 20:20 | نویسنده : مجتبی بابایی

سابُّ المُؤمِنِ كالمُشرِفِ على الهَلَكَةِ.

ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد .

 

دیرزمانیست که منطق شان کور گشته و درهای دلشان بسته ، زبانهایشان از اظهار حقیقت عاجز مانده و عقلشان از قبول شکست در مانده .

نه قدرت استدلالی برایشان باقی مانده و نه ادب و ارزشهایی که بدان پایبند باشند توهین به مریم (ع) کافی نبود توهین به عیسی (ع) را نیز بدان اضافه نمودند ؛ دلهایشان آرام نگشت به قرآن اهانت کرده و بزرگترین  دستاورد  بشریت را به آتش کشیدند کاریکاتورهایشان نتیجه نداد رفتند بسوی ترانه های موهون از آن نیز به هدفشان نائل نگشتند  حال می خواهند ساحت مقدس خاتم الانبیا را با ساختن فیلم خدشه دار کنند اما خوشا به دلخوشی اشان و بدا به آخرتشان ، که در بد عذابی دچار خواهند شد نه مرز عفت نگه داشتند و نه حریم ادب و رفتند راهی را که آخرش معلوم بود و نتیجه اش معدوم ، خواستند پیامبر بر حق خدا را ناحق جلوه دهند خود دچار زشتی و تباهی شدند.

                                         نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد                                                                                        ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

                                        خوش بود گر محک تجربه آید به میان                                                                                    تا سیه روی شود هر که در او غش باشد                  

اما ای معلون این راهی نیست که بتوانی حق را نا حق جلوه دهی و صلح کنندگان را جنگ طلب و بهان را زشت تلقی کنی خوب دیدی که هنوز خون حسین ( ع ) در دلهای مومنین می جوشد خوب دریافتی که این حماقتها دیگر جایگاهی در هیچ جای جهان ندارد . و نه تنها مسلمین بلکه تمام جهانیان دیگر از شما و اقدامانتان خسته شده اند .

شما که خود را خدمندترین مردم  می دانید پس چرا غافل بودید که (پنجه بر شیر زدن و مشت با شمشیر کار خردمندان نیست) باید بهتر از همه می دانستید (ضعیفی که با قوی دلاوری کند یار دشمنست در هلاک خویش)

آیا نترسیدید که برداشتن این قدم ها تنها شما را به لبه پرتگاه نزدیک تر می کند و انزجار همگان را از شما بیشتر ؛ ندانستید که هر عملی عکس العملی دارد و بی خردی شما جوابهایی آتشین خواهد دشت و بهارتان را به زمستان و نسیم تان را غرق کولاکها خواهد کرد و آبتان را در آسیابهایتان منجمد خواهد کرد و دیگر نه مجال حرکتی بر شما باقی می گذارد و نه توان تفکر و اندیشه ای

اما  نیک گفته اند که تزویر در ابتدا چهره زیبایش را نشان می دهد و در انتها آن بطن و نهان حقیقی اش را آشکار می کند شما با این حرکتتان آن ذات حقیقی اتان را نشان دادید و مردمان با چشم حیرت پلیدی شما را به عین دیدند ، خوب آغاز کرده بودید اما بد پایان می دهید این بازی سراپا نیرنگ را که (گدای نیک انجام به از پادشاه بد فرجام ) از قدیم الایام گفته اند دو کس دشمن ملک و دینند : (پادشاه بی حلم و دانشمند بی علم ) حال آنکه در تمدن شما این دو دست به دست هم داده اند و شیب سرازیری شما را تندتر می کنند برای ما که از همان اول سقوطتان مشخص بود اما حال کم کم به تمام بشریت معلوم گشته که تمام شعارهایتان فریبی بیش نبوده است و جز تزویر چیزی در بهشت شداد گونه خویش نداشته اید.

در آخر امید است که بیش از این خشم امت بیدار مسلمان و سایر مومنین را نیفروزید و بعد از این به فکر کسب آبرویی برای خودتان باشید تا اینکه آن چهره پستتان را هویدا سازید .


                                         مجتبی بابایی                                                                     والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته 



تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391 | 13:37 | نویسنده : مجتبی بابایی

با پایان خرداد ماه 1392 پرونده دولت محمود احمدی نژاد نیز به پایان میرسد و دولت به  فردی دیگر و شاید جریانی دیگر خواهد رسید و اظهارات متناقض محمود احمدی نژاد در سال جاری این صحت مسئله را تشدید می کند وی که چندی پیش گفته که بعد از پایان کار  دولت در دانشگاه تدریس خواهم کرد در روزهای اخیر با ادعایی عجیب باز در صدر رسانه های داخلی قرار گرفت . وی اظهار کرده بود ( هنوز معلوم نیست از عمر دولت دهم یک سال مانده است ) و این سخن در رسانه ها انعکاس ویژه ای یافت اما با همه این تعابیر پرونده این دولت هم به آرشیو تاریخ پیوست و اگر فرد مورد نظر احمدی نژاد هم بتواند پست ریاست جمهوری را کسب کند باز هم در مسائل مدیریتی اندکی با وی در اختلاف خواهند بود .

 

آرایش سیاسی که در انتخابات سال جاری بوجود خواهد آمد بیشتر شبیه چیدمان سال 1384 می باشد یعنی بوجود نیامدن اتفاق نظر در بین اصولگرا ها با این تفاوت که جریان مقابل یعنی اصلاحات درمقایسه باسال 1384 دارای اردوگاهی بحران زده تر می باشد و روز به روز این بحران بیشتر می شود تا آنجا که افرادی همچون عبدالله نوری خواهان عبور از خاتمی در انتخابات آینده و آقای عارف خواستار محو شدن بنیاد باران شده اند .

انتخابات سال آینده بی شک مهم ترین انتخابات بعد از وقوع انقلاب برای جبهه اصلاحات محسوب میشود و اگر در این رقابت جبهه اصلاحات نتواند از جایگاه و آرای خود دفاع کند تنها باید دنبال پیدا کردن صفحاتی در کتاب های تاریخ ایران باشد اما تزهایی که اینجریان بدنبال آنهاست عبارتند از :

 

1-    معرفی یک چهره اصلاح طلب و حمایت همه جانبه از آن که این مسئله دارای مشکلاتی همچون نبود اتفاق بین نیروهای اصلاح طلب در معرفی چنین شخصی می باشد و حتی اگر به چنین وحدتی برسند باز مشکل دو چندان می شود زیرا در چنین حالتی اگر اصلاحات شکست بخورد دیگر نخواهد توانست سرپا بایستد در نتیجه ریسک این حالت بیش تر از سایر گزینه ها می باشد.

                   

2-    حمایت از یک چهره اصولگرا که دارای عقاید نزدیکتری به این جریان باشد و مهم ترین گزینه برای این حالت محمد باقر قالیباف شهردار تهران می باشد البته در این حالت اگر اجماعی صورت بگیرد مسئله از دو حالت خارج نیست یا آقای قالیباف باید این حمایت را قبول کند که در این صورت آرای اصولگراها و حمایت آنها را از دست خواهد داد یا اینکه وی از این جبهه برائت بجوید و آبروی جبهه اصلاحات از بین برود این گزینه در حالی مطرح میشود که افرادی همچون کواکبیان از چهره های مطرح اصلاح طلبی چنین حرکتی را عبث ، بیهوده و نابجا تلقی می کنند.

                               

3-    آخرین راه برای این جریان اتخاذ رویه انتخابات مجلس دور گذشته می باشد بدین صورت که اصلاحات نه شخص خاصی را معرفی کند و نه از جریان و فرد خاصی حمایت کند . البته باید مد نظر داشت که انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری کاملا متفاوت است و اگر چنین کاری صورت بگیرد تشتت و چندگانگی بیشتری در بین اصلاحات بوجود خواهد آمد .

                        

اما در طرف مقابل خیمه گاه اصولگرایان وجود دارد که در روزهای اوج خود قرار گرفته و با تمام توان در مسائل مدیریتی کشور اعمال نظر میکند اما مهم ترین مشکل این جبهه برخواسته از همین مشکل است بدین گونه که چهر های اصولگرایی آنقدر درای توان و قدرت گشته اند که نمی توانند فردی را به نفع فرد دیگری کنا ر بگذارند و تمامی این چهره ها دارای حرفی برای گفتن می باشند در طرفی حداد عادل قرار دارد و در سویی آقای لاریجانی ؛ در یکجا سخن از جلیلی است و در جایی دیگر حمایت از قالیباف مطرح می شود و مشکل زمان به اوج می رسد که سخن از به میدان آمدن افرادی همچون محسن رضایی و حجه الاسلام پورمحمدی و .... نیز می شود.

با همه این تعابیر درایران تا هفته آخر نمی توان نظر خاصی را در باره پیروزی و یا عدم پیروزی افراد در انتخابات نظر خاصی را ارائه داد و باید منتظر ماند تا دید چه شرایطی بر روند انتخابات حاکم می شود .

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 | 12:39 | نویسنده : مجتبی بابایی

 

                          بنام غالب کننده خون بر شمشیر

بار دیگر جمعه ای دیگر و حماسه ای دیگر این بار این حماسه در ماه مهانی خداست ماهی که در آن خدا به فرش می آید و بنده اش را به عرش می برد و این همانا آن مهمان نوازی حقیقی است اما بندگان خدا نیز از کار ننشسته اند و در این راه آخرین جمعه ماه مهمانی خدا را با نامگذاری این روز متبرک به جلال و شکوه آن افزودند آری روز قدس روز آزادی است روز دفاع از عهد و پیمانی است که انسان سالها و قرنها پیش در صحرای کربلا با سالار شهیدان بست با آزاده ترین بنده روی زمین بست و اکنون بعد از گذشت ماهها و سالها و دهه ها و قرنها با این حرکت میخواهد بگوید که بر سر همان عهد و پیمان خود ایستاده است آری قدس نماد امروزی کربلاست و ما با حضور میلیونی خویش می خواهیم بگوییم که اگر این بار عاشورایی اتفاق بیافتاد نخواهیم گذاشت حسین و حسینیان به خاک و خون کشیده شوند  و ما راه تمام آزاده گان جهان و راه بندگی و دفاع از مظلومین را این بار مصمم تر از هر روز دیگر طی خواهیم کرد با شوری برخواسته از تمام ایمانمان.

ای مردم و ای تمام آزادگان جهان

این حضور پرشور شما در معابر و گذرگاه ها نشانی از به ثمر رسیدن والا هدف حسین (ع)و هفتادودوتن از یارانش است آری حضور شما یعنی به ثمر رسیدن میوه درخت امر به معروف و نهی از منکر ای مومنان بنگرید در آیات خداوند بزرگ و تعالی که میفرماید :

و اگر کافرین با شما مسلمین به جنگ برخیزند از قتال شما پشت گردانیده و فرار نمایند و دیگر هیچ ناصر و یاوری نیابند سنت الهی بر این بوده و ابدا در این سنت الهی تغییری نخواهید دید(فتح17و18)

ای مردم آیا به آیات و وعده خداوند شک می ورزید و در خانه هایتان می مانید یا اینکه بیرون آمده و با تمام کفر جنگ میکنید بی شک شما خواهید آمد و دوباره پرچم عزت را با شرافت همیشگی تان خواهید افراخت . ما خواهیم آمد تا بگویم که حکمت خدا بر افکار تمام هرتزل ها و شارون ها و شیمون پرزها پیروز خواهد شد و تمام این مزدوران طول تاریخ بشریت را به حقیر ترین زباله دانها خواهد سپرد و آنگونه  که خدا در آغاز سوره فتح فرموده : (ما تورا به فتح آشکاری در عالم فیروز میگردانیم تا از گناه گذشته و آینده تودر گذریم و نعمت خود را بر تو به حد کمال برسانیم و تو را به راه مستقیم هدایت نماییم)

امید آنست که ملت شریف ایران با حضور سراسری خویش در راهپیمایی روز جهانی قدس مشتی بر دهان تمام مستکبران جهان زده و خدا را خوشنود و از خود راضی گردانند تا انشاالله گناهانشان آمرزیده و اجرشان عظیم گردد.

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته.   



تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 | 12:37 | نویسنده : مجتبی بابایی

به نام خداوند بخشنده مهربان

هنگامی که زمین به سخت ترین زلزله خود به لرزه در آید و اسرار درون خویش را همه از دل خاک بیرون افکند .

سرانجام سر ایران نیز لرزید و این لرزش تمام ایران را لرزاند و سیاه پوش کرد نه تنها ایران بلکه جهان را به لرزه درآورد و این حادثه آنقدر مهیب و دردناک بود که کلمات و جملات توان ادای این درد و این مصیبت را ندارد اما حقیقت این است که اگر به صفحات تاریخ نگاهی نه چندان عمیق بیاندازیم می بینیم که این حادثه در برابر آنهمه مصیبتها و سختیهایی که برای ساختن این تمدن عظیم کشیده اید کمتر از یک لحظه چشم زدن هست آری شما بهتر از همه میدانید که خداوند فرموده همانا بعد از هر سختی ؛ آسانی است آری آن صبری که شما دارید شما را قادر ساخته که بر کوهها و رودها و همه طبیعت چیره سازد و انشاالله بر این حادثه نیز چیره خواهید شد .

امید آن است که این حادثه ارده محکمتان را محکم تر و ایمان راسختان را راسخ تر نمایید و بدانید که این لرزش فقط  ذره ای است در مقابل آن روزی که کوهها و دره ها به لرزه درآیند و حرکت کنند. امید است که این لرزش باعث آن شود تا شما هیچگاه ؛ همانگونه که تا امروز از ایمان به روز قیامت غافل نبوده اید غافل نشوید.

 از خداوند متعال برای رفتگان این حادثه جانسوز خواهان رحمت و برای بازماندگان صبر و امید خواستاریم باشد که درآینده شاهد آن باشیم که سر ایران بهتر از هر روز دیگر بتواند در جهت آزادی و آزادگی قدم برداردو آبادتر از هر روز دیگر باشد.



تاريخ : شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 13:35 | نویسنده : مجتبی بابایی

چندی است که بسیج دانشجویی دانشگاه سراسری ارومیه با ایجاد پایگاه وحدت در دانشگاه سراسری ارومیه برای دانشجویان اهل تسنن خواسته که ایده ای نو داده و حرکت جدیدی را آغاز کند که علت این امر برای بنده مبهم بود در ابتدا تلاش کردم تا مخالفت خود را به صورت شفاهی خدمت دوستان برسانم اما نتیجه ای نگرفتم حتی جالب بود که عده ای از بسیجیان محترم خودشان از این حرکت ناراضی بودند به همین خاطر تصمیم گرفتم تا از راه مجازی این مسئله را به دوستان گوشزد کنم امیدوارم که این تذکر موثر واقع شده و لازم نباشد ما اقدام دیگری انجام بدهیم در ذیل دلایل مخالفت خود را با این حرکت اعلام میدارم تا مسئله برای دوستان روشن گردد :

۱- بسیج یک نیروی مردمی است که تمام آحاد جامعه را فرا می گیرد و نیازی نیست که به قسمت های مختلف همچون شیعه سنی یا مسیحی یا یهودی و ... تقسیم شود این حرکت بیشتر موجب تفرقه در نیروی بسیج میشود تا وحدت ! و در آینده موجب خواهد شد تا قشرهای مختلف دینی و عقیدتی بخواهند تا بصورت جداگانه عمل کنند.

۲- به مرور زمان این پایگاه تبدیل به پاتوق عده ای خواهد شد که ممکن است برخی اقدامات نسنجیده ای کرده و موجب کدر شدن اسم بسیج شوند و در این راه پیشگیری بهتر از درمان است. در اینجا بهتر است به شعری از سعدی اشاره ای بکنم شاید که دوستان بهتر متوجه شوند :

درختی که اکنون گرفتست پای     به نیروی شخصی برآید ز جای

و گر همچنان روزگاری هلی         به گردونش از بیخ بر نگسلی

سر چشمه شاید گرفتن به بیل         چو پر شد نشاید گذشتن به پیل

۳- اولین اصل بسیج و مهم ترین آن ولایتمداری محض است حال سئوالی از دوستان دارم مبنی بر اینکه ولایت مطلقه فقیه جزو کدام یک از اصول اهل تسنن جمهوری اسلامی می باشد که شما چنین اقدامی کرده اید.

در آخر بهتر است دوستان را به تعمق در دیوان سعدی دعوت کنم که بعد از آنهمه نصیحت در کتابش خواننده را نوع دیگری نصیحت کرده و چنین می نویسد :

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

محل قابل و آنگه نصیحت قائل

چو گوش و هوش نباشد، چه سود حسن مقال؟

به چشم و گوش و دهان آدمی نباشد شخص 

که هست صورت دیوار را همین تمثال

نصیحت همه عالم چو باد در قفس است

به گوش مردم نادان، چو آب در غربال


والسلام علیکم و رحمه الله برکاته



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 | 13:45 | نویسنده : مجتبی بابایی
خروش مردم و دانشجويان آذري عليه علي‌اُف؛

علی‌اف نباید ریاست جمهوری کشوری با 95 درصد شیعه را بر عهده داشته باشد


نائب دبیر سیاسی انجمن دانشگاه سراسری ارومیه گفت : الهام علی اوف فردی لائیک

 است و لیاقت ریاست جمهوری بر ملتی که 95 درصد شیعه هستند را ندارد .

مجتبی بابایی در گفت‌وگو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در ارومیه، اظهار داشت:

ملت جمهوری آذربایجان باید با فکر دولت این کشور مقابله کند؛ زیرا الهام علی اف

یک فرد لائیک است و لیاقت ریاست جمهوری بر ملت مسلمان و شیعه را ندارد.


وی افزود: الهام علی اف به جای صرف هزینه کشور در جشن های مغایر با افکار و

اعتقادات ملتش باید تلاش کند بودجه را برای بازپس گیری قره باغ خرج کند.

نائب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه ارومیه تصریح کرد: کل بودجه نظامی دولت جمهوری

آذربایجان 50 درصد بودجه ارمنستان است و علی اف باید فکری به حال بودجه نظامی

کشورش بکند.

بابایی در پاسخ به سئوالی مبنی بر وظیفه ملت جمهوری آذربایجان در قبال اقدام سخیفانه

 دولت گفت: جشن یوروویژن باید بهانه ای برای سرنگونی حکومت حاکم بر جمهوری

آذربایجان باشد و ملت در این زمینه باید با تکیه بر اعتقادات دینی و مذهبی خود پرچم

استکبار را فرو نشاند.

وی ادامه داد: ملت جمهوری آذربایجان می تواند با الهام از رزمندگان ما در دوران هشت

سال دفاع مقدس با عزم راسخ و اراده ای الهی دیکتاتور کشور را سرنگون سازد.


                        انتهای خبر / خبرگزاری دانشجو / کد خبر : 13910221063


تاريخ : پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 | 15:24 | نویسنده : مجتبی بابایی
توضیح : این مطلب چندی پیش توسط یکی از دوستان به دستم رسید اگر دوستان اطلاعاتی مبنی بر درست یا غلط بودن مطالب دارند اطلاع دهند.

 

آنچه از پيامبر(ص) کمتر شنيده ايد :

 

روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی  آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند

 

کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند

 

مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی.  اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد

 

گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید

 

گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار  را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید.  سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود

 

مردی در ماه رمضان به سراغش آمد و گفت که در روز با همسر خود نزدیکی کرده و لذا روزه اش را به عمد شکسته و می خواهد کفاره بدهد تا خداوند او را ببخشد. پیامبر گفت باید 60 روز روزه بگیری. جواب داد توانش را ندارم. گفت برده ای را آزاد کن. جواب داد، برده ای ندارم. گفت 60 فقیر را سیر کن. جواب داد بی پولم. پیامبر قدری خرما به او داد و گفت به مردم مستحق بده. جواب داد خودم از همه مستحق ترم. پیامبرلبخند زد و گفت برو و با همسرت این خرماها را بخور  تا خداوند تو را ببخشد

 

بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم

 

گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید

 

گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد

 

روزی زنی را دید که ناخن های خود را از ته کوتاه کرده. گفت برای زن ها زیباتر است که ناخن های خود را بلند کنند

 

روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟

 

گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر.  خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد

 

می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید

 

در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند... نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند

 

در زمانی که دختران زنده بگور می شدند،دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها می بوسید تا محبت را بیاموزند.  از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.

 

وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند

 

هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را بدلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است

 

هنگام طواف کعبه، سوار بر شتر بود و حتی حجرالاسود را با عصای خود لمس نمود. از تعلیمات پیچیده فقهی خبری نبود. دینی ساده بود و پر از عرفان و معنویت. وقتی سوار بر شتر طواف می کرد، ان قدر معنویت و احساس موج می زد که مشاهده کنندگانش به گریه می افتادند

 

روزی در حال عبور از حاشیه شهر به گروهی یهودی برخورد که در حال ساز زدن  و خواندن بودند، او را به بزم خود دعوت کردند و او پذیرفت. شخصی از اصحاب او را دید و به یهودیان حمله کرد که چرا با این کار به پیامبر خدا اهانت می کنید. پیامبربر آشفت و به صحابی گفت که آن ها قصد محبت داشته اند و باید از آن ها عذر بخواهد

 

گل را می بویید و می گفت که این بوی بهشت است و باید به گل ها و درخت ها احترام بگذارید

 

به او گفتند این که در قرآن آمده است که مسیحیان و یهودیان، کشیشان و احبار (علمای دین یهود) را به جای خدا می پرستند، به چه معنا است؟ گفت همین که حرفای علمای دین خود را بعنوان حرف خدا می پذیرند و تحقیق نمی کنند، یعنی پرستش.  به اصحاب گفت که هر چه بر سر یهود و مسیحیت آمده، بر سر امت من هم خواهد آمد و زمانی می رسد که آن ها نیز، علمای دینشان را بجای خدا بپرستند

 

روزی گروهی مردان رقاص سیاه پوست از افریقا به مدینه وارد شدند و از قضا وارد مسجد پیامبر گشتند و در مسجد شروع به ساز زدن و رقاصی نمودند، او آن ها را بیرون نکرد و نگفت که به خانه خدا توهین نموده اید،  لبخند می زد و حتی دختران خانه خود را بر دوش سوار کرد که در میان جمعیت، بتوانند رقص سیاهان را ببینند

 

او پیامبر اسلام بود، رحمة للمومنین، رحمتی برای جهان.  ... مهم نیست که امروز پیروانش به نام او و مکتب او سرها را  قطع می کنند و با نشان دادن چنگ و دندان بر مردم سخت می گیرند، مهم آن است که او چنین نبود. او پیامبر و موسس دین اسلام،محمد بود. رحمتی جاودانه برای مردم جهان



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | 22:37 | نویسنده : مجتبی بابایی

بنام خداوند مظلومین و بی پناهان

 

 

قسم به قلم و هر آنچه که می نویسند

 

 

زمان بزرگی فرا رسیده است دیرزمانی است که مردمان بیدار شده اند قهرمانان مبارزه می کنند و دیوان در پشت دیوارها می لرزند بیش زمانی بود که هر چه که داشتیم مال خودمان نبود اما اکنون جوان اسلامی به پا خواسته ، دیگر می داند که خاکش طلاست و عقیده اش والاتر از طلا ، به همین خاطر می جنگد ، خسته می شود ، شهید می شود ، با خاک یکسان می شود اما شکست نمی خورد چون برای شکست آفریده نشده است چون برای شکست خوردن نمی جنگد .... او می جنگد تا به حقش برسد ، او می جنگد تا آزاد بشود و چه کسی است که نداند حقی بزرگتر از شهادت و آزادگی والاتر از شهادت وجود ندارد

آری من از مردمانی سخن میگویم که در کاسه های گلین آب آتشین آفتاب را می خورند آری من از کویر آسمان صافش ، آفتاب بخشنده اش و مردم آزاده اش سخن می گویم

مردمانی که دیگر در کاسه های استخوانی آبهای خونین می نوشند اما اکنون بیدار شده اند فرد فرد ، گروه گروه و موج موج و حال تمام جامعه اش به پا خواسته تا هرچه فرعون و نماد فرعون است را به آبی نیلگون دریاهای مواج تاریخ بسپارد با تمام سرگونی اش . و در اینجا برادر و خواهر بزرگوارم مجاهد راه شهادت مجاهد راه حقانیت مجاهد راه آزادگی مهم نیست که عرب به پا خواسته یا غیر عرب مهم نیست که سفید به پا خواسته یا سیاه مهم این است که اسلام به پا خواسته مهم این است که اسلام جریان پیدا کرده است در رگ قرن بیست و یکم قرنی که تشنه عدالت ، آزادی و استقلال است آری در اسلام ملت مهم نیست بلکه امت مهم است و چه افتخار مهمی که انسان جزئی از این امت مجاهد باشد برای رسیدن به استقلال آزادی عدالت چه هدف شگرفی است این هدف....

آری ما اکنون به جرات با تمام وجود و تا آخرین قطره خون می خواهیم بگوییم  که اگر دوباره عاشورایی اتفاق بیافتد نخواهیم گذاشت تا حسینیان به خاک و خون کشیده شوند .

والسلام علیکم و رحمه ا... برکاته

بقلم مجتبی بابایی



تاريخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390 | 20:47 | نویسنده : مجتبی بابایی

                                      بسمه تعالی

قسم به قلم و هر آنچه که می نویسند که تو در سایه نعمت رسالتی که بر تو عطا کرده است به جنون مبتلا نیستی و نخواهی شد...

آری ....

اما آنان نه رسالتی داشتند و نه هدفی ، نه اندیشه ای و نه مکتبی اخلاقی که بدان پای بند باشند و نه حتی ایمانی برای وطنشان که بمانند و راهشان را در آن ادامه دهند . خوردند و خوابیدند و عبث گفتند و نوشتند که آسایش بیش از حد جنون و دیوانگی می آورد و آورد . (بخوريد ازاين چيزهای پاکيزه که شما را روزی داده ايم و آنان بر ما ستم نکردند ،بلکه بر خود ستم می کردند)

شوریده سری می شناختم که همیشه سیگار به دهان در اماکن عمومی ظاهر میشد انسانی بود ساده که همیشه دلم برایش می سوخت فهمیده بودم که فعال دانشجویی است اما آشکار بود که به خطا می رود و بیشتر فعال بازیچه ای است همچون مگسی که در دست بچه ای شوخ به این طرف و آن طرف میپرد و افسوس که سرانجام نا خواسته در دام حیوان وحشی می افتد .

ماجرای مگس شوریده سر ما چنین آغاز میشود که برای اینکه خود را از حقارت و کوچکی نجات دهد اندک اندک خود را وارد جریانات سیاسی میکند اندکی بعد شوریده سر می شود و سپس سخنرانی بی محابا و گستاخ که حرمت بزرگان را می شکند و چون عیان میشود که بزرگی از این راه حاصل نمی شود چاره ای دیگر اندیشیده و به کام خرسی وحشی می رود تا شاید سر پناه و تکیه گاهی باشد که در سایه آن به بزرگی برسد غافل از آنکه مگس حتی به  چشم خرس نمی آید چه برسد که تکیه گاه وی باشد و برای همگان دوستی و مودت خرس و مگس عیان است بگذریم کار بدانجا میرسد که مگس ادعا می کند که من با شیران جنگیده و به اینجا آمده ام حال آنکه مورچگان این وادی هم به پیکار وی نمی رفتند چه رسد به شیران . اما چه کنیم که این چنین نوشته اند و این چنین توافق کرده اند که مگسان را پلنگان جا بنهند اما غافل از اینکه خدای بزرگ و تعالی می فرماید :

و در آن آیات روشنی است برای کسانی که می اندیشند.

الله العظیم و اینک خداوند رحمان را شاکریم که نشانه اش در بین ما بسیار ساده بود و غلطها و مکرشان به سادگی معلوم گشت آنگونه که نیازی به تفکر نبود حال همگان فهمیدند که شوریده سر ما چه اندیشه ای در سر داشت و ای کاش مگس کوچک ما ؛ ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی بود . ای کاش ...

و حال میدانم که (پیام عظیم شوریده سر ما) هیچگاه از ذهنها نخواهد رفت پیامی که این چنین بود :

(آری من برای بزرگ کردن  نام خویش هیچگاه نفس خود را حقیر و کوچک نخواهم کرد.)

ای کاش شعر زیر آخرین شعری نباشد که مگس  پلنگ ناممان بخواند :

درغربت اگر مرگ بگیرد بدن من              آیا که کند قبر و که دوزد کفن من

تابوت مرا جای بلندی بگذارید                 تا باد برد بوی مرا بر وطن من . . .

 



تاريخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390 | 20:42 | نویسنده : مجتبی بابایی

توضیح: متن بیانیه زیر در حضور استاندار آذربایجان غربی، در نشستی که با دانشحویان در روز یکشنبه 30 بهمن ماه در دانشگاه ارومیه داشتند، توسط مجتبی بابایی به نمایندگی انجمن اسلامی نوشته و قرائت گردید.



                            بسم رب الشهدا و الصدیقین

چند گاهی است که خبر آمدن استاندار محترم آذربایجان غربی در محیط دانشگاه جلوه می کند، تصاویر فردی ناآشنا روی بنرها با پیام فوقانی حاوی این مطلب بود.

این اولین مسئله ای بود که به ذهنم خطور کرد و برایم جالب بود که اکثریت دانشجویان اصلا آقای استاندار را نمی شناختند و وقتیکه به نوشته های بنر نگاه می کردند تازه متوجه می شدند که بلی این فرد استاندار محترم آذربایجان غربی است تا اینکه بعد از گذشت اندکی زمان سوالی مطرح شد که چرا نباید فرهیخته ترین قشر یک جامعه بالاترین مقام دولتی استانشان را بشناسند.

آقای جلال زاده، همانگونه که شما دانشجویان را فراموش کرده اید، آنان نیز شما را فراموش کرده اند؛ این حضور حداقلی خود نشانگر این مسئله است؛ بلی بعد از کاویدن مسئله فهمیدیم که آقای استاندار 2، 3 سالی می شود که پا به محیط فرهنگی دانشگاه نگذاشته اند و اکنون چند روز مانده به انتخابات یادی از ما بینوایان کرده اند و امروز نیز نسبت به این جمع احساس غربت خواهند کرد؛ والله نمی دانم، شاید مشغله کاری زیاد داشته اند؛ شاید.

به قول شهریار شعر و سخن: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟!

مگر نه این این است که بنیان گذار جمهوری اسلامی فرموده اند که اگر دانشگاه را اصلاح کنیم، جامعه اصلاح می شود؛ حال نمی دانم این فراموشکاری شما جای بخشش دارد یا نه؟!

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش-کو به تایید نظر حل معا می کرد

انشا الله که تائیدی باشد !!

آقای استاندار سه مسئله ی دیگر ذهن مرا بسیار مغشوش کرده که امیدوارم با طرح این مسائل و شنیدن جواب منطقی شما آرام بگیرم.

1 – چندی است به گوش می رسد که برخی جریانات وابسته به قدرت برای پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی، این بازوی همیشه جاوید ملت؛ دست به کار شده و به اقصاء نقاط شهرها و روستاها و مراکز علمی، فرهنگی سر می زنند؛ حال نمی دانم که دید و بازدیدهای اخیر حضرت عالی برگرفته از مسئله استفاده از مراکز قدرت در انتخابات می باشد یا شما به پیروی از نظرات مقام  معظم رهبری برای جذب اکثریت آرای مشارکت، دست به چنین کاری زده اید.

امیدوارم بدانید که مسئله سوء استفاده از قدرت چه مضراتی برای نظام مردم سالاری دینی دارد، امیدوارم که شما بتوانید مسئله را برای ما جوانان تبیین کنید.

بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند   پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد

2- شنیده ایم که در محافل و مجالسی حضور یافته و عملکرد هیئت رئیسه دانشگاه را مورد عتاب و خطاب و انتقاد قرار داده اید و در پی بیان این مسئله عده ای گفتند انتقادها به جا بوده و عده ای ابراز داشتند که با توجه به عملکرد حضرت حق، شرف الشمس، امام الحکما، جناب آقای جلال زاده، این انتقاد ایشان وارد نیست چون عملکرد ایشان هم دست کمی از عملکرد دیگر افراد ندارد. به عبارتی دیگر، این دوستان اعتقاد داشتند که:

  گر حکم شود که مست گیرند     در شهرهرآنکه هست گیرند.

اما عرض می کنم اگر گفته های شما از روی عنایت و همدلی شماست، خواهش می کنیم که انتقاد اتمام کرده، وارد بحث پیشنهاد و عمل شوید، که این برای خواص بهتر است، درد ها را بیشتر تسکین می دهد و دل ها را از کینه ها خالی می کند و خلایق با آن آسایش می یابند.

3- اما اندکی از دانشجویان بگویم؛ اینانی که چراغ جامعه به دست آنها افروخته می شود، اینانی که به شوق کسب علم از خانواده شان دور افتاده اند و اکنون که می خواهند علم و طرح های علمی، فرهنگی و کاری خودشان را به صحنه عمل وارد کنند، هیچ نهاد و سازمانی را نمی یابند که از آنها حمایت کند. از شما می پرسم آیا بخشی، نهادی یا فردی را برای حمایت از طرح های دانشجویی به کار گرفته اید یا اصلا چنین قصدی و برنامه ای دارید؛ یا اگر ندارید علت چه بوده است؛ از شما در محضر این خدای متعال می پرسم آیا شما نسبت به مشکل فوق، جوابگو خواهید بود یا نه ؟

 

                          

و السلام علیم و رحمته ا... برکاته

 

 



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی 1390 | 23:39 | نویسنده : مجتبی بابایی
            کسب رتبه اول آذربايجان شرقي در نوسازي مدارس
        علی آذرنژاد

وثوقي : بر اساس ارزيابي هاي انجام شده نوسازي مدارس آذربايجان شرقي براي دومين سال متوالي رتبه نخست کشوري را کسب کرد.مديرکل نوسازي مدارس آذربايجان شرقي با اشاره به برنامه هاي امسال اين اداره کل گفت: شناسنامه دار کردن ساختمان ها و فضاهاي آموزشي با تشکيل ستاد استاني و شهرستاني، گسترش فضاهاي ورزشي در کنار مدارس و ايجاد نمازخانه هاي مستقل در مدارس با دستور مستقيم وزير آموزش و پرورش در اولويت کاري قرار گرفته است.«علي آذرنژاد» افزود: با پي گيري هاي انجام شده در مجلس شوراي اسلامي، بحث تخريب و بازسازي مدارس خطرآفرين تمديد و با برنامه اي ۴ ساله، تمام فضاهاي آموزشي خطرآفرين بازسازي خواهد شد. وي اظهار داشت: تاکنون مقاوم سازي ۲ هزار و ۲۰۰ مدرسه در استان با هزينه اي بيش از ۱۰۰ ميليارد تومان انجام شده و بهينه سازي تاسيسات حرارتي، احداث فضاهايي در قالب ۲ پروژه آموزشي در شهرک جديد سهند مدارس نيز در دست اجراست.

مهندس علی آذرنژاد

نقل از p://www.khorasannews.com/



تاريخ : شنبه بیست و یکم آبان 1390 | 21:55 | نویسنده : مجتبی بابایی

اثر یوسف دیزماری

به انضمام : مجتبی بابایی


رود مردانقم واقع در محال دیزمار ارسباران که به رودخانه ارس می‌ریزد در غرب کوه بذ نزدیک رودخانه ارس، روستایى به نام «مردان قم» که از قدیم نیز در دفاتر و احکام دولتى باهمین تلفظ ضبط مى شده است، وجود دارد.این روستا هم اکنون مرکز دهستان دیزمار شرقی از توابع بخش منجوان شهرستان خداآفرین است.حمدالله مستوفی قزوینی در اواخر دوره ایلخانیان یعنی در سال 740 ه-ق ، "مردان نقیم یا مردانقم" را ولایتی مجزا از دیزمار و با حقوق دیوانی مجزا و مرزهای مشخص به حساب آورده است:

1- زنگیان چند پاره دیه است و اکنون داخل مردانقم، پل خدا آفرین بر آب ارس، در آن حدود است. بکربن عبدالله...ساخت در سنه خمس و عشر هجری (سال 15 هجری).

2- مردان نقیم ولایتی است ، کوانی یا کوالی ( کوافی ) و کلام و جرم از معظّمات آن حاصلش غلّه ، انگور و میوه نیکو باشد و بعضی مواضع در کنار ارس واقع شده ، حقوق دیوانیش هشت هزار و هفتصد دینار است.

 

"مردانقم" کلمه مرکبی است که از دو کلمه "مردان" و "قم" تشکیل شده است. برخی محققین معتقدند که زمانیکه خانقاه اردبیل به تشیعّ گرایید و تشیّع مذهب همگانى آذربایجان گشت، به دلیل احساسات مذهبى و عشق به قم، این جا را بدین نام نام گذارى کرده اند. امّا با ورود به تاریخ منطقه و مطالعه نوشتجات حمدالله مستوفی قزوینی ، مشاهده مى شود که ریشه این نام بسیار قدیمى تر از عصر صفویه است.در نتیجه این نظریه کاملاً مردود است.
مردانقم در دره ونستان واقع شده است و یکى از معبرهاى مواصلاتى بذ و آران بوده است. یکى از دژهاى مستحکم جاویدانیان در آن جا قرار داشته و جاویدانیان قمى هم در آن جا ساکن بوده اند و هم حفاظت آن منطقه به عهده آنان بوده است.در دره ونستان دو قلعه کوچک قرار دارد.یکی از قلعه‌ها در جنوب دره ونستان و دیگری در شمال دره ونستان در قله کوهی که روستای شامکوانق در پای آن کوه قرار دارد.از طرفی در کتاب «گویش کرینگان» تألیف یحیى ذکا ، زبان تاتی رایج در دیزمار شرقی با زبان تاتی رایج در دهستان حسن‌آباد(حسنو) اندکی متفاوت ذکر شده است. یعقوبى نیز در «البلدان» در مبحث آذربایجان مى نویسد: شهرهاى آذربایجان مخلوطى از عجم آذرى و جاویدانیه هستند که مردم شهر بذ باشند. از این رو می‌توان تات زبان‌های کرینگان را به جاویدانیان قمی نسبت داد که از زمان قیام حاویدانیان به رهبری جاویدان در سال 192 ه-ق حداکثر تا سقوط بذ بدست افشین در سال 221 ه-ق در قلعه مردانقم به منظور کمک به نهضت ایرانی جاویدانیان حاضر بودند.

لازم به ذکر است که به عقیده بسیاری از اهالی این روستا من جمله محقق بزرگ کشورمان میرزا محمد حافظ زاده نام اصلی این روستا ((مرداناغیم )) می باشد که به معنی (( محل تولد آناهیتای مقدس )) می باشد . در برخی منابع آمده که تعداد زیادی از اهالی این روستا در جریان فرقه آذربایجان و  پیدایش حزب کمونیست افراد زیادی را در این راه به خاطر توطئه مخبرالسلطنه از دست داده اند .



تاريخ : شنبه بیست و نهم مرداد 1390 | 17:28 | نویسنده : مجتبی بابایی

                                        پرنس یوسوپف قاتل راسپوتین


سه شخص سرشناس به نامهای شاهزاده فلیکس یوسوپف  ، ولادیمیر میتروفانوویچ پوریشکوویچ (عضوی از دوما) و دوک اعطم دیمیتر پاولووییچ (پسرخاله تزار)، در طی جلسه ای رسمی راسپوتین را خطری جدی برای امنیت روسیه تلقی کردند. آنها در آن جلسه نقشه ترور وی را طراحی کردند و قرار شد شاهزاده فلیکس یوسوپف با استفاده از علاقه راسپوتین به زنها، وی را به بهانه درخواست مداوای همسر مریضش به منزلش بکشاند و با خوراندن سیانور در لای کیک و کلوچه و شراب او را بکشند. گفتنی است مرگ راسپوتین حتی بیشتر از زندگی وی معروف است. در 30 دسامبر 1916 تلفن منزل راسپوتین به صدا در می آید و شاهزاده فلیکس از وی می خواهد برای مداوای همسر زیبایش به خانه اش برود. راسپوتین پس از چند بار امتناع از قبول این درخواست، بلاخره با اصرار زیاد طرف درخواست را می پذیرد. پس از قطع کردن تلفن، وی نامه معروفش را می نویسد که هم اکنون در موزه ملی سنت پترزبورگ روسیه از آن نگهداری می شود. قسمتی از متن نامه مذکور بدین شکل است:

 مادر (منظور ملکه می باشد)، می دانم که مرگ من نزدیک است. امروز آخرین لحظات زندگیم را سپری می کنم. اما آگاه باشید. اگر من توسط روستاییان و کولی ها و هم قطارانم به قتل رسیدم بدانید که هیچ خطری شما و مردم روسیه را تهدید نمی کند، اما اگر من توسط یکی از افراد دربار یا فامیلهای شما بقتل رسیدم، بدانید که شما و خانواده تان و کل اهل دربار بیش از 2 سال زنده نخواهید ماند و به دست مردم روسیه کشته خواهید شد.... دوستتان دارم، پدر گریگوری راسپوتین. این آخرین پیش بینی راسپوتین بود که کاملا درست از آب درآمد، درست مثل سایر پیش بینی های وی.

راسپوتین به خانه شاهزاده فلیکس می رود و در زیر زمین خانه وی، در حین انتظار برای دیدن همسر به ظاهر مریض وی (که وی هرگز او را در آن روز نمی بیند)، با کیکهای چای و شراب مسموم شده به سیانور پذیرایی می شود. شاهزاده پس از تعارف کیک و شراب به راسپوتین و دیدن اینکه وی همه آنها را خورد، به بالا می رود تا مرگ وی را انتظار بکشد. از آنجا که سیانور تنها در کمتر از چند دقیقه انسان را از پای در می آورد، شاهزاده فلیکس پس از چند دقیقه به پایین می آید، اما در کمال تعجب می بیند که راسپوتین از وی تقاضای کیک و شراب بیشتری می کند. وی با بالا رفته و با کمک پزشکی که در آنجا بود همه پودر سیانور را در کیک ها و گیلاس شراب خالی می کند و آنها را به پایین می آورد.

در کمال تعجب، پس از چند بار درخواست برای کیک شراب مجدد، راسپوتین هنوز زنده بود. شاهزاده فلیکس دیگر تحملش تمام می شود و با کلت کمری اش به قلب راسپوتین نشانه می رود و شلیک می کند. در این هنگام راسپوتین به زمین افتاده و به ظاهر از پای در می آید. شاهزاده فلیکس به بالا می رود تا طنابی حاضر کند و با آن بدن راسپوتین را بسته وی را به جایی دیگر انتقال دهد. پس از اینکه وی به پایین می آید تا طناب را دور بدن راسپوتین ببندد، ناگهان راسپوتین بلند می شود و قصد خفه کردن وی را دارد.

به هر زحمتی که شده شاهزاده فلیکس دوباره دو گلوله به راسپوتین شلیک می کند و به بالا می رود تا دوستانش را صدا کند، اما هنگام بازگشت به همراه دوستانش می بیند راسپوتین قبلا برخاسته و از پله های دیگری در سمت دیگر زیر زمین به بالا فرار می کند. آنها وی را تا دروازه قصر در آن شب سرد برفی دنبال می کنند و وی را در بالای میله های آهنی قصر در حالی که قصد افتادن از میله ها را در سمت دیگر قصر برای فرار داشته است، مجددا هدف گلوله قرار می دهند که اینبار وی از بالای میله ها به زمین افتاده و دوباره به ظاهر می میرد. شاهزاده فلیکس و دوستانش وی را با طنابی بسته و به بالای پلی می برند تا وی را در آبهای نیمه منجمد رودخانه ای که از شهر عبور می کرده رها کنند. آنها در راه نیز با مقاومت راسپوتین مواجه می شوند.

 تا بلاخره موفق می شوند وی را در آب بیاندازند، در حالیکه با تعجب شاهد دست و پا زدن راسپوتین در آبها هستند. وی از ترس رسیدن ماموران به همراه دوستانش آنجا را ترک می کنند و منتظر دیدن کامل مرگ واقعی راسپوتین نمی شوند. فردای آنروز ملکه در حالیکه نامه راسپوتین را که روز قبلش به وی از طرف راسپوتین ارسال شده بود می خواند، دریافت که قاتل راسپوتین کسی نیست جز پرینس فلیکس یوسوپف، از خاندان دربار.

 

پیش بینی راسپوتین از معروفترین پیش بینی ها در تاریخ به حساب می آید.

در سال 1920شخصی در روسیه مدعی دیدن راسپوتین شد و حتی از وی عکس نیز برداشت (با توجه به اینکه امکان مونتاژ عکس در آن زمان تقریبا صفر بوده است).عکسهای وی نیز در موزه ملی روسیه در سنت پترزبورگ (لنینگراد) نگهداری می شود.

 منبع : نامعلوم



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 | 16:39 | نویسنده : مجتبی بابایی
 

من مجتبی بابایی در نهم ژوئن هزار و نهصد و نود در شهر بزرگ تبریز به دنیا آمدم از یک سالگی تا هشت سالگی را در روستای باشکوه مرداناغوم ( محل تولد آناهیتای مقدس ) گذراندم که بی شک بهترین دوران زندگی من تلقی می شود من بعد از هشت سال دو باره به شهر تبریز برگشته و به ادامه تحصیلات پرداختم تا اینکه در سال ۱۳۸۸ موفق شدم وارد دانشگاه سراسری ارومیه شوم و هم اینک در این دانشگاه به تحصیل می پردازم . در سالهایی که خداوند به من ارزانی داشته است توانسته در عرصه های گوناگون فرهنگی فعالیت نمایم که نیازی به ذکر آن نیست اما در اینجا قصد دارم به معرفی زادگاه همیشه صبور و ساکت خود بپردازم بپردازم : 

مرداناغوم که اکنون توسط مراکز دولتی مردانقم نامیده می شود در دل جنگل ها و  کوههای سر به فلک کشیده ارسباران جای گرفته است و طبیعت سحر انگیز آن هر دل هر مسافری را در خود هضم می کند .  سالانه هزاران  نفر از این طبیعت دیدن می کنند تا یادآور شوند که کوهها و طبیعت سر به فلک کشیده آذربایجان بسیار والاتر از جنگلهای جاهای دیگر است این روستا دارای محصولات بیشماری بوده که معروفترین آنها عبارتند از گردو و ذغال اخته و فندق و انار و انجیر و .... خلاصه هر میوه ای که در ذهنتان بگنجد یافت میشود از میان همه میوه هایش انار جایگاه دیگری دارد آنسان که همه ساله جشنواره بین الملل انار یونسکو توسط سازمان ملل متحد در این روستا برگزار میشود.

 

تاریخ :

قدمت روستا بنا بر گفته ویکی پدیا به بیش از دو هزار سال برمی گردد که یافته های باستانشناسی این گفته راتایید می کند  اما اهالی روستا که قناتهایی در چند متری زمین یافته اند تاریخ این روستا را بیشتر از این می دانند.

مردمان :

دل این مردم همچون کوهستانهای سر به فلک کشیده اش روی به آسمان به بلندی گرویده و از آن مردمان بزرگ بسیار برخواسته اند که در حال حاضر به میرزا محمد حافظ زاده نویسنده مشهور کشور و دکتر اکبرزاده سیاستمدار اصلاح طلب استان اشاره کرد.

 

 

در آخر فقط میتوانم بگویم :

سرزمین باشکوه من

ای آنی که سرخی خون من از دانه های سرخگون انار توست  

ای پر از دردهای همیشه ناگفته

ای سرزمین درد و سکوت

که ناله هایت را با مه همیشه آشکارت نهان کردی

و اشکهایت را به نام باران بر دامان مردمانت ریختی

و چشمه هایت را برای شستن گناهانم روانه داشته

من

این فرزند همیشه به فرمان تو

آمده ام

آمده ام با تمام ایمانم تا بگویم

زیسته ام

تا.....

تا.......

برای تو جان دهم

برای تویی که مرا جان داده ای

و مادرم را صبر داده ای

و پدرم را سادگی داده ای

و من اینک پاس میدارم با سادگی و صبر این سخاوت بی حد تو را

 



تاريخ : شنبه هشتم مرداد 1390 | 0:16 | نویسنده : مجتبی بابایی

        حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در ۱۵ جمله

                                   

 

۱- در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

۲- در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

۳- در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

۴- در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

۵- در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.

۶- در ۴۰ سالگی آموختم ک رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

۷- در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.

۸- در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است.

۹- در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

۱۰- در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

۱۱- در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

۱۲- در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.

۱۳- در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

۱۴- در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

۱۵- در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست

شاهکارهای گابریل گارسیا مارکز :

 ۱- پاییز پدرسالار

 ۲- عشق سالهای وبا

 ۳-صد سال تنهایی(دریافت جایزه نوبل)

 ۴- خاطره دلبرکان غمگین من

 ۵- زیباترین غریق جهان 



تاريخ : جمعه هفتم مرداد 1390 | 23:56 | نویسنده : مجتبی بابایی

 

حذف خاتمی و اصولگرا ها از سیاست

 

بقلم : مجتبی بابایی (نیما)

 

چندی است که در جمهوری اسلامی  ایران برخی از رجل سیاسی و غیر سیاسی در پی اعلام حضور احتمالی خود در انتخابات آتی ریاست جمهوری میباشند و این اعلام آمادگی ها در شرایطی مطرح شده است که نه تنها هنوز بحران سیاسی بعداز انتخابات نخوابیده بلکه بحران دیگری به نام جریان انحرافی نیز بدان اضافه گشته است و تمامی جبهه های سیاسی کشور در نوعی سردر گمی بسر میبرند اصولگرایان چند شقه شده اند و بحث کردن در مورد انتخابات  را در حال حاضر به زیان جبهه راست می بینند و اصلاح طلبان هزار شقه و برخی از مسئولان چشم بسته و گوش بسته ادعای می کنند که ایران در شرایط کاملا آرامی بسر میبردو بجای آنکه بدنبال مرهمی برای زخم عمیق جامعه باشند مسکن هایی را به آن تزریق می کنند که بزودی جامعه را در خوابی بس عمیق خواهد برد در اینجا ما به بررسی چهره هایی که احتمالا در انتخابات آتی ایران شرکت کنند میپردازیم و شانس آنان را در این راه بررسی می کنیم:

۱- اسفندیار رحیم مشایی:

                             mbh69.blogfa

مرد جنجالی سال فردی که ادعا میکند روحانیت از موسیقی چیزی نمی داند ملت مظلوم اسراییل دوست ماست و بالاتر از همه حکومت به روحانیت نیازی ندارد و با همه این اظهارات همه کاره کابینه است و براحتی می تواند وزیر اطلاعات کشور را زیر سئوال ببرد و مسئولان ادعا می کنند که وی با اجنه در ارتباط است و ...

آری تمامی این جرمها برای نابود کردن فردی همچون موسوی و ... کافیست و لی آقای مشایی نه تنها نابود نشده است بلکه در محافل بر زبانها انداخته که میخواهد در انتخابات آتی شرکت کند برای خود نماینده به مجلس بفرستد و کرسی کسب و آقای پورمحمدی اعلام  کرده جریان انحرافی دست کم پنجاه کرسی کسب می کند و حال نیز برای خود دانشگاهی تاسیس کرده است آنطور که شواهد نشان میدهد وی در صورت شرکت در انتخابات از شانس چشم گیری برخوردار است آنگونه که اظهار کرده بالای ۲۰ میلیون رای دارد و در آنسو زیبا کلام وی را تنها اصولگرایی میداند که درد جامعه  را احساس کرده  است ولی در آنسوی قضیه اشخاصی قرار دارند که ننخواهند گذاشت مشایی به راحتی عنان کشور را بدست گیرد همچون آیت ا...خامنه ای و جنتی و هاشمی و ... ولی مشایی نیز در اظهار نظری جالب ابراز داشته که تا آن موقع جنتی وجود نخواهد داشت که بخواهد مرا رد صلاحیت کند.اکنون نیز شایع شده است که وی در حبس خانگی می باشد.

۲- سید محمد خاتمی:

         mbh69.blogfa

همه کاره باران ۸سال رییس جمهور منتخب ملت  و فردی که اصلاحات برای وی احترام خاصی قائل بود ولی بعد از انتخابات جایگاه وی دچار افت شدیدی شد همگان پی بردندکه وی اندکی ترسو است شخصی که باید بعد از ۲۲ خرداد بیشتر از همه خود را به آب و آتش میزد آرام  به گوشه ای خزید و  سکوتی کاملا انتفاعی برگزید و مورد سرزنش سران اصلاحات شد با توجه به اینکه وی در میان اصولگراها جایگاه چندانی ندارد و در بین خودیها نیز محبوبیت خود را از دست داده شانس کمی برای احراز این پست دارد.در بین اصلاح طلبان این موضوع نمود ژیدا کرده است که زمانیکه ما در زندان ها بودیم آقای خاتمی به انتقاد در مورد وضع بیکاری بسنده کردند وی حتی در دوران ریاست جمهوری خود نیز نتوانست آرزوهای اصلاح طلبان را با وجود مجلس ششم برآورد کند.

۳- سید حسن خمینی 

mbh69.blogfa

شاید وی شانس اول ریاست جمهوری باشد وی دارای عقاید اصلاح گرایانه نسبت به وضعیت ایران بوده است در دوران انتخابات به حمایت از میرحسین موسوی تحت عنوان نخست وزیر امام برخاست البته این طرفداری مشمول تمام خانواده امام بودند و بعد از انتخابات نیز بی پروایانه به حمایت از او ادامه دادند و اوج آن اعتراض به عملکرد صدا و سیما بود سرانجام وی در سخنرانی سالگرد امام با شورش و اعتراضهای راستی های افراطی مواجه شدند و ایشان نیز با جمله مشهور تا بوده چنین بوده تا هست چنین هست به نوعی اعلام موضع کرده و سخن خود را به پایان رساندند وی چندی پیش اعلام کردند که نیامده ۳۰ میلیون رای دارند که بعید هم به نظر نمی رسد اما برخی از اصولگرایان مدعی هستند که وی میگوید من باید در جایگاهی باشم که رییس جمهوری به من گزارش کارهایش را بدهد نه این اینکه من رییس جمهور باشم.با تمامی این اوصاف به احتمال قوی ریاست جمهوری آتی ایران در دست اصلاح طلبان خواهد بود مگر اینکه شرایطی همچون دوره قبل بوجود آید یا اینکه دو حالت زیر بوقوع انجامد:

۱- اصولگرایان به تبعیت محض از رهبری پرداخته و یک نفر را به نمایندگی این جریان انتخاب کنند.

۲- سران چپ گرا همچون موسوی و کروبی به تحریم انتخابات بپردازند.



تاريخ : شنبه بیست و پنجم تیر 1390 | 10:37 | نویسنده : مجتبی بابایی

کشور ایران بدلیل داشتن منابع زیاد و بازار مصرفی بزرگ در منطقه و جهان شرایط مساعدی را در زمینه خودرو سازی و دیگر صنایع دارد در این میان دولت بجای استفاده صحیح از این شرایط به نوعی تصمیم گیریهای غلط میپردازد که جای بسی تعجب دارد برای بهتر بیان نمودن این مسئله ابتدا به معرفی بزرگترین شرکت خودروسازی ایران یعنی شرکت ایرانخودرو میپردازم و سپس به معرفی فعالیتهای دیگر شرکت ها می پردازم تمرکز دولت بر روی خودروسازی ایران خودرو موجب شده است تا نوعی حالت تبعیض آمیز بوجود آید و موجب شود و دولت نیز با در اختیار گذاشتن اعتبارات کلان و پشتیبانی های بی مورد موجب شودتا صنعت خودروسازی با حالت عدم رقابت و درنتیجه عدم پیشرفت مواجه شود و تولیدات و هزینه های طبیعی و دیگر سرمایه ها به قیمتی بسیار ناچیز به فروش رسد. در صورتیکه کارخانه های در حال شکل گیری کنونی دارای توان و ظرفیت تولیدی کیفی بالاتری نسبت به شرکتهای ایرانخودرو و سایپا میباشند و در صورت توجه بازده بالاتری را خواهند داشت که این خود موجب نابودی منابع به بهایی کمتر نخواهد شد.

 - ایران خودرو

این شرکت مهم‌ترین شرکت خودروسازی ایرانی است که انواع خودروهای سبک و سنگین را با همکاری شرکای خارجی یا به تنهایی تولید می‌کند.با نام سابق ایران ناسیونال در سال ۱۳۴۱ خورشیدی، در شهر تهران توسط احمد و محمود خیامی تاسیس شد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ توسط انقلابیون، مصادره و به کنترل نظام جمهوری اسلامی درآمد. ایران خودرو سالانه حدود ۵۵۰ هزار دستگاه خودرو تولید می‌کند.

ایران خودرو تاکنون در کشورهای ونزوئلا، سنگال، روسیه سفید، سوریه و آذربایجان کارخانجاتی را برای تولید خودرو احداث کرده‌است. 

سایپا

یک شرکت خودروسازی ایرانی است. این شرکت که بزرگترین شرکت خودرو سازی بعداز ایرانخودرو میباشد با شرکت سهامی تولید اتومبیل سیتروئن ایران در سال ۱۳۴۴ بنیان گزاری شد و در اواخر سال ۱۳۴۷ به مرحله بهره برداری رسید. این شرکت تولید نخستین فرآورده‌های خود را که شامل وانت آکا و سواری ژیان بود با روش کاملاً دستی آغاز نمود. پس از سال ۱۳۵۳ بر تنوع محصولات شرکت افزوده شد و خودروهای ژیان مهاری و ژیان پیکاب در مدل‌های معمولی، دولوکس نیز تولید شد. نام شرکت در اوایل سال ۱۳۵۴ با حذف کلمه سیتروئن از انتهای نام فرانسوی آن به «شرکت سهامی ایرانی تولید اتومبیل» به نام اختصاری (سایپا) (در فرانسوی Iraniane De Production Automobile Societe Annonyme) تغییر یافت.

جواب هزینه هایی که دولت کمک می کند:

 

         خودروی پراید که دارای امنیت بالایی میباشد!

این شرکت دارای دو زیر مجموعه پارس خودرو و سایپا دیزل می باشد.بخش دیزل آن با فناوری روز اروپا، کیفیت، ایمنی، راحتی، قدرت و استحکام کامیون‌های جدید ولوو، اختصاص بالغ ۹۰٪ از سهم بازار در بخش کامیون‌های کشنده سنگین در سال ۸۱ را برای شرکت سایپادیزل و بازار ایران به ارمغان آورد.

این شرکت نیز در ۱۶ تیرماه ۱۳۵۸ تحت مالکیت دولت در آمد.

گروه بهمن

در ماههای پایانی سال 1331 هجری شمسی، تحت عنوان شرکت سهامی ایران خلیج کو با سرمایه اولیه 600 هزار ریال به منظور انجام عملیات حمل و نقل بویژه حمل و نقل دریایی و حق العمل کاری تأسیس و تحت شماره 3939 در اداره ثبت شرکتها به ثبت رسید. در سال 1350 فعالیت شرکت با مونتاژ وانت سه چرخ مزدا آغاز و سپس موضوع فعالیت به ساخت و مونتاژ انواع وانتهای مزدا شامل مدلهای 1000و1600 تغییر یافت. نام شرکت به موجب تصمیمات متخذه از سوی مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام مورخ 17/3/1350 از شرکت سهامی (خلیج کو) به شرکت سهامی خاص اتومبیل سازی مزدا و در تاریخ 6/4/1363 به شرکت ایران وانت سهامی خاص و نهایتاً در تاریخ 25/12/1370 از سهامی خاص به سهامی عام تبدیل گشت و در سال 1372 وارد بورس اوراق بهادار تهران گردید.

در پی واگذاری سهام شرکت به بخش غیر دولتی در تاریخ 18/12/1372 دگرگونی قابل ملاحظه ای درروند فعایتهای شرکت بوجود آمد و جهت توسعه شرکت برنامه ریزی گردید که می توان به افزایش تولید و بهره وری، طراحی و ساخت وانت دوکابین و آمبولانس، جایگزینی موتور cc2000 و تولید سواری اشاره نمود که همگی از جمله اقدامات اصولی طی این دوره می باشد. بر اساس مصوبه مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام در تاریخ 28/4/1378 با تغییر اساسنامه نقطه عطف حیات شرکت شکل گرفت و نام شرکت به گروه بهمن تغییر یافت، با تغییر نام و بازنگری موضوع فعالیت شرکت و همچنین اتخاذ استراتژی تمایز در محصول و تنوع در فعالیتها، توسعه شرکت با سرعت و شتاب بیشتری استمرار یافت. گروه بهمن یکی از بزرگترین شرکتهای هلدینگ در ایران می باشد که بیش از نیم قرن سابقه فعالیت دارد.

شرکت رخش خودرو دیزل (Rakhsh Khodro Diesel

یا RKD)

یک شرکت خودرسازی ایرانی است که کارخانه آن در شهرک سرمایه گذاری و

دفتر مرکزی آن در تبریز قرار دارد. این شرکت خودروسازی بزرگ میباشد که بعد از انقلاب اسلامی بوجود آمده است این شرکت که هم اکنون به مدیریت اقای سید حسنی اداره می شود در ابتدا به قصد تولید خودروهای ویژه تاسیس شد و بعدها با تولید انواع خودروهای سنگین و نیمه سنگین تجاری به یک شرکت خودروسازی صاحب نام تبدیل گردید.و هم نیز به تولید خودروهای شاسی بلند پاتریوت(میهن پرست) با همکاری شرکت اوواز روسیه میپردازد محصولات این شرکت با برند آراز (آراز، نام آذری رود ارس می‌باشد) عرضه می‌شود.

                         سواری پاتریوت

رخش خودرو دیزل، کار خود، با وارد کردن کامیون‌های کاماز روسیه، آغاز کرد. بعد از مدتی این شرکت تحقیقات خود را در جهت احداث کارخانه و خط تولید، آغاز کرد و در ۵ خرداد ۱۳۸۶، اولین فاز کارخانه رخش خودرو دیزل با ظرفیت ۳۰۰۰ دستگاه در سال، افتتاح گردید.این شرکت با شرکت جی ای سی چین نیز همکاری دارد و تا کنون توانسته است تولید و فروشی به معادل ۲۵۰۰میلیارد ریال داشته باشد و به عنوان برترین همکار کاماز خودرو شناخته شود و نشان بهترین همکاری را از شرکت جی ای سی دریافت کند.شرکت رخش خودرو  دیزل موفق به دریافت طرح تولید موتورهای دیزلی(گازوئیل سوز) که قرار بود به یکی از شرکتهای خودروسازی تبریز بدهند و یک طرح ملی بحساب می آید شد با این حساب از این به بعد این شرکت موتورهای دیزلی درست کرده و اولین سواری های دیزلی را تولید خواهد کرد.

زاگرس خودرو

یکی از شرکت‌ها و کارخانه‌های خودروسازی در ایران است که در زمینه مونتاژ اتومبیل فعالیت دارد. کارخانه زاگرس خودرو در بخش اشترینان شهرستان بروجرد و در سه راهی بروجرد - ملایر - نهاوند قرار گرفته‌است و از سال ۱۳۷۵ شروع به فعالیت کرده‌است. این شرکت با کارخانجات خوروسازی پروتون مالزی قرارداد دارد و اتومبیل‌هایی با نام پروتون تولید می‌کند.زاگرس خودرو با ظرفیت اسمی پنجاه هزار خودرو در سال طراحی شده اما در حال حاضر تنها پنج هزار دستگاه خودرو در سال تولید می‌کند.نخستین محصول این شرکت که با همکاری شرکت پروتون مالزی تولید شده پروتون ویرا است که در اصل همان میتسوبیشی لانسر می‌باشد. این محصول نخستین بار در سال ۱۳۸۱ روانه بازار شده‌است.

 بقلم مجتبی بابایی

 

 



تاريخ : دوشنبه پانزدهم آذر 1389 | 13:33 | نویسنده : مجتبی بابایی
تقابل مارادونا و مورینیو

یوفا: اسطوره فوتبال آرژانتين در ديدار با مقامات و بازيكنان رئال مادريد، مورينيو را شايسته قهرماني در لاليگا و ليگ قهرمانان دانست.

به گزارش یوفا: به نقل از رويترز، ديه‌گو آرماندو مارادونا در ديداري صميمانه با خوزه مورينيو، وي را يكي از بهترين مربيان جهان توصيف كرد و گفت: با توجه به امكانات موجود در رئال، مورينيو قهرمان لاليگا و ليگ قهرمانان اروپا مي‌شود. او مي‌تواند به راحتي به هدف برسد. بازيكنانش نيز در اين راه به او كمك خواهند كرد.


وي ادامه داد: براي تماشاي ال‌كلاسيكو دربي در اسپانيا مي‌مانم. دوست دارم اين بازي بزرگ را از نزديك ببينم. گوارديولا كار بسيار سختي در پيش دارد و برابر

مورینیو به مارادونا :” تو نامبر وان هستی ، عاشقتم !”

مورینیو به تمجید از بازیکن سابق آرژانتینی پرداخت .
خوزه مورینیو ، مربی رئال مادرید ، امروز ، یک پیراهن را برای دیگو مارادونا امضا کرد . او نوشته است :” خجالت می کشم که برای دون دیگو پیراهن امضا کنم ! تو نامبر وان هستی ، عاشقتم . “
به گزارش سایت باشگاه رئال مادرید ، مارادونا از خوزه مورینیو خیلی تشکر کرد چرا که به او اجازه داده بود که در تمرینات تیم حاضر باشد .  میگل پورلان کندو نیز با مارادونا خوش و بشی کرد .



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 | 0:37 | نویسنده : مجتبی بابایی

جملات شکسپیر در نمایشنامه هملت

 

گردآوری شده : توسط مجتبی بابایی(نیما)

 

با توجه به مطلب قبلی که در وبلاگ گذاشته بودم مناسب دیدم تا سخنان شکسپیر را در نمایشنامه هاملت گردآوری کنم تا بدین وسیله نشانی اندک از عظمت این نمایشنامه سترگ را برایتان به نمایش بگذارم البته برای بیان و فهم این جملات بهتر است آنها را در متن کتاب بخوانیم و ارتباط آن با متن و علت بیان آنها را بدانیم ولی برای دوستانی که ذیق وقت دارند یا از حوصله اندکی برای مطالعه برخوردارند یا...من این جملات را از هاملت استخراج کردم ولی باز توصیه میکنم حتما این نمایشنامه را بخوانند

 

1-اصرار در اندوه چون از مدت معین بگذرد دلیل بر خامی فکر است و افسردگی بیش از حد شایسته مردان نیست بلکه کم ظرفی و بی تجربگی و ضغف نفس را میرساند.

 

2-از آنروزی که اولین جنازه کشف شد تا هم امروزی که جنازه ای به خاک سپردند روزگار مدام فریاد میزند (باید چنین باشد)

 

3-ای کاش گوشت و استخوان من و این تن من که بیش از حد پلید شده است آب میشد آنگاه مانند شبنمی میگردید و از این شکنجه رهایی میافت.

 

4-راستی اعمال زشت اگر تمام زمین هم آنها را بپوشاند بالاخره پیش چشم مردمان فاش خواهد شد.

 

5-عواطف جوان بنفشه ایست که هنگام جوانی طبیعت خوش آب و رنگ است ولی دوامی ندارد.

 

6-اراده افراد والا مقام بخاطر مقامشان صرفا دست خودشان نیست. آنها نمیتوانند مانند اشخاص بی نام ونشان بدلخواه خود رفتار کنند زیرا صلاح و مصلحت همگان وابسته به اوست انتخاب وی باید با آرزوی مردمی که وی سرور آنهاست هم آهنگ باشد.

 

7-هوشیار باشید و فراموش نکنید که ترسو همیشه سالم است.

 

8-افکار خود را نسنجیده بر زبان میاور و هیچ فکر نسنجیده ای را عملی مکن.

 

9-گشاده رو وخوش مشرب باش ولی هرگز خودت را پست مکن.

 

10-دوستان کهنه و آزموده را با پنجه هایت نگه دار ولی هر تازه وارد ناآزموده ای را به دوستی مگزین تا شرافتت لکه دار نشود.

 

11-از داخل شدن به جنگ ونزاع برحذر باش اما وقتی وارد شدی کاری کن تا دشمن از تو هراسان شود.

 

12-گوش خود را برای شنیدن سخنان همه کس باز نگه دار ولی با عده کم و برگزیده ای سخن بگوی.

 

13-اظهارت و عقاید همه کس را بشنو ولی قضاوت خود را نزد خودت نگه دار.

 

14-لباست موافق سرمایه ات آبرومند باشد اما از هرگونه جلفی به دور باشد زیرا لباس نشانگر روحیات شخص می باشد.

 

15-قرض مکن و قرض مده زیرا قرض هم خودش از میان میرود وهم دوستی را نابود میکند و خودش هم مقرون به صرفه نیست.

 

16-خودت را هرگز فریب نده در این حالت تو نخواهی توانست با احدی به کذب و ریا رفتار کنی.

 

17-آری عفت به بی ناموسی اعتنایی نخواهد کرد گرچه بی ناموسی به یک شکل بهشتی در آمده و با عفت به مغازله بپردازد.

 

18-شخص ممکن است شب و روز تبسم کند و در عین حال رذل باشد.

 

19-بگذار ماده اهوی زخم خورده به گوشه ای برود و زاری کند اما گوزن تندرست بازی کند و شادمان باشد.

 

20-کلمات من به به جانب بالا پرواز میکنند ولی افکار من همچنان در پایین باقی می مانند کلامی که فکر همراهش نباشد هرگز به آسمان نمی رسد.

 

21-بودن یا نبودن؟ مسئله این است! آیا شریفتر آنست که ضربات و لطمات نامساعد روزگار را متحمل شویم یا آنکه سلاح نبرد بدست گرفته با آن مشکلات بجنگیم تا آن ناگواریها را از میان برداریم؟ مردن... خفتن...همین و بس.....

 

22-کرم همانا سلطان (خوش خوراکان) است زیرا ما همه مخلوقات دیگر را میپروریم تا خودمان را چاق کنیم و خودمان را میپروریم تا کرمها را چاق کنیمثروتمندان چاق و فقیران لاغر باهم فرقی ندارند فقط دو غذای متفاوت هستند که بر سر یک سفره صرف میشوند. عاقبت همه همین است وبس....

 

23-بزرگی حقیقی در این نیست که شخص بسبب موضوع حقیری بجنگ برخیزد بلکه در این است که هرگاه به شرافت وی بکوچکی پر کاهی توهین شود آنرا بزرگ بشمارد.

 

24-دل شخص بزهکار آنقدر از بدگمانی پر است که از ترس افشای خطای خود خطایش را فاش میسازد.

 

25-پندی از دیوانگان : دوست بدار و فراموش نکن.

 

26-محبت نیز چون به منتها درجه شدت خویش برسد محتمل است  یکباره میسوزد و خاموش میشود.

 

27-تعلل همچون آه است که چون از سینه برآید انسان را راحتی میبخشد ولی عمر را کوتاه میکند.

 

28-دریغا آن خاکی که جهان و جهانیان را از خود مرعوب کرده بود اینک وصله دیواری شده است تا سد راه سوز زمستان باشد.

 

29-اگر هرکول هم بکار بیفتد گربه را از مئو مئو کردن باز نخواهد داشت و پستی طینت سگ را دگرگون نخواهد نمود.

 

30-انسان تا خود را نیک نداند نمی تواند دیگری را نیک بخواند.

 

31-آماده بودن شرط عقل است و در آن زمان که از دنیا رخت بربندیم ذره ای از متاعی که در این جهان اندوخته ایم نمی توانیم به همراه خود ببریم. پس دیر رفتن با زود رفتن با دیر رفتن چه تفاوتی دارد هرچه می شود بشود.

 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 | 1:38 | نویسنده : مجتبی بابایی

 

هملت شاهکار شکسپیر

بقلم مجتبی بابایی(نیما)

 

بی شک اگر بخواهیم بزرگترین اثر شکسپیر را نام ببریم باید بدون تعلل بگوییم (هملت) این اثر نه تنها بزرگترین شاهکار ادبی شکسپیر میباشد بلکه سترگترین نمایشنامه جهان نیز قلمداد میشود این نمایشنامه در سال 1601 نوشته شد و بعد از سه سال با اندکی تصحیح توسط شکسپیر بچاپ رسید این اثر بعدها توسط افرادی همچون (نیکلاس رو) ملک الشعرای انگلستان دچار تغییراتی ظاهری شد که شامل تقسیم بندی نمایشنامه به پرده ها و صحنه های مختلف میباشد که در انجام این عمل وی نهایت امانتداری را بجا آورده است و ارزش اثر را چند برابر کرده است وی توانسته با مهارتی خاص بگونه ای خاص صحنه و پرده ها را جدا کند و بر میزان هیجانات و به دنبال آن به ارزش این تراژدی عظیم بیفزاید.خلاصه داستان از این قرار است که پادشاه دانمارک هاملت بزرگ بوسیله برادرش کلادیوس کشته میشود بعد از مدتی هاملت کوچک پسر هاملت بزرگ از این راز باخبر میشود و کمر به خونخواهی پدر میبندد و چند بار هم این فرصت را بدست میاورد که وی را بی هیچ دردسری بکشد ولی برای اینکه عدالت را رعایت کند از این کار سرباز میزند و انجام عمل را به وقت دیگری میاندازد که ................ بماند در این راه هاملت کوچک فقط یک حامی دارد و آن دوستش هوارشیو است حتی مادر وی نیز بعد از نصیحتهای دلسوزانه هاملت بوی کمک نمیکند.

هاملت از پنج پرده تشکیل یافته است که بیشترین صحنه های آن متعلق به پرده چهارم تراژدی میباشد در پرده اول شکسپیر به شیوه بسیار زیبایی فرد را در موضوع داستان وارد میسازد آنسان که هیجانات خاصی بر خواننده غالب میشود و احساساتی همچون انتقام را در فرد پدیدار میکند و آنچنان وانمود میشود که کل موضوع داستان لو رفته است ولی نه آنگونه که خواننده یا بیننده را از ادامه دادن داستان منصرف کند بلکه نوعی بیان میکند که فرد بصورتی دیوانه وار به ادامه داستان میپردازد و احساسات فرد به نوعی با حالت برانگیختگی روحی و خیالی همراه میشود که در آن کمک به هملت و کشتن کلادیوس و دیگر کارها در ذهن فرد متجلی میشود. اما در پرده دوم شکسپیر ذهن فرد را به سویی دیگر میکشد و از عاشق بودن هاملت سخن به میان میاید و در پرده سوم سخن از جنون شکسپیر است و در پرده چهارم هاملت تقریبا کار خود را شروع میکند و به گرفتن انتقام پدرش مشغول میشود اما بگونه ای مخفیانه این پرده پر است از سخنان سترگ که خواننده را مجذوب میکند در پرده پنجم هاملت آن جوان محافظه کار نیست زیرا حال میداند آنان که پدرش را کشتند در فکر نابودی وی نیز هستند بهمین خاطر دست بکار میشود و در همین پرده است که اثر تبدیل به یک تراژدی عظیم میشود کشته شدن ناجوانمردانه هاملت بدست یکی از دوستانش که به غفلت انجام میشود و مرگ بانیان این دسیسه بوسیله همین غفلت بر زیبایی داستان می افزاید. اما آنچه به این اثر عظمت میبخشد چگونکی آغاز و پایان آن نیست بلکه وجود داشتن عبارات و جمله هایی در طول داستان است که ارزش اثر را دو چندان میکند سخنانی که هاملت در حالت جنون میزند و نصیحتهای پدر به پسر خود و گفتگوی شنیدنی دو خواهر و برادر و ... جلوه ای دیگر به اثر میبخشد هیجاناتی که بصورت بسیار قوی در اشخاص داستان وجود دارد ولی با وجود این احساست باز افراد خود را کنترل میکنند و احترام به بزرگان را در برخوردهای خود فراموش نمیکنند انسان را وامیدارد تا در زندگی آنان را بکار گیرد چون با زیبایی خاصی در طول نمایشنامه آورده میشود تمامی این عوامل دست بدست هم میدهند تا هاملت تبدیل به اثری سترگ شود . اما با تمامی این توصیفات هاملت نیز همچون دیگر اثرها خالی از ایراد نمیباشد البته تمامی ایرادهای گرفته شده در مورد این اثر مربوط به چرا و چگونگی انجام کارها میباشد مثلا چرا هاملت زود به هوارشیو اعتماد میکند یا چرا لایرتیس در هنگام شورش علیه کلادیوس وی را نمیکشد و بیش از حد خود را منطقی نشان میدهد یا چرا لایرتیس در پایان داستان براحتی از کرده خود پشیمان میشود و به کلادیوس پشت میکند؟ اما بنظر من آنچه در یک اثر ادبی مهم است سخنانی است که در آن آورده میشود نه اینکه این چرا آنگونه شد یا اینکه نشد البته ایتنها هم در مراتب بعدی مهمند اما در درجه اول باید به بار معنایی داستان توجه نمود چه بسیار داستانهایی که از لحاظ ماجراجویی و... در درجه بالایی هستند ولی در داشتن سخنان بزرگ و والا چیزی برای عرضه ندارند آری آنچه هاملت و دیگر آثار ممتاز مینماید سخنانی است که برای گفتن دارند نه دیگر عوامل فرعی.  

 

 



  • ناژین توس
  • ما استواریم